الکترونیک و کامپیوتر
برق ( الکترونیک،مخابرات،کنترل،دیجیتال ....)و کامپیوتر
قالب وبلاگ

سه وسيله در يك كارت ويديويي:

كارت گرافيك شما به اندازه صفحه نمايش شما مهم است و بيشتر مواقع ناديده گرفته مي شود در طول سالهاي 1999 تا كنون كيفيت كلي كارتهاي گرافيكي ارتقا يافته است قبل از آن توليدات كم قابليتي در بازار بود اين مقاله را دنبال كنيد تا در مورد كارتهاي گرافيك كامپيوتر خود بيشتر بدانيد يك كارت گرافيك اصولاً يك رابط يا يك كارت قابل تعويض يا قابل توسعه در كامپيوتر شما است بنابراين ...        


ادامه مطلب
[ 87/11/21 ] [ 11:0 قبل از ظهر ] [ ترابی ] [ ]

سیم پیچ


img/daneshnameh_up/f/f7/self.jpg


سیم پیچ به طور ساده یک سیم هادی معمولی است که پیچانده شده است . مقاومت اهمی سیم پیچ را در اغلب موارد می توان صفر فرض نمود و بنابر این با عبور جریان dc سیم پیچ مانند یک هادی عمل کرده و عکس العملی ندارد . (ولتاژ دو سر آن صفر است) اما چنانچه جریان عبوری بخواهد تغییر نماید . سیم پیچ با تغییر جریان مخالفت نموده و این مخالفت به صورت ایجاد ولتاژی به نام ولتاژ القائی بروز نماید. و اصولاَ این خاصیت خودالقائی سیم پیچ می نامیم.
هرگاه از سیمی جریان عبور کند اطراف سیم میدان مغناطیسی ایجاد می شود . در سال 1824 دانشمندی به نام اورستد دریافت که هرگاه قطب نمائی به سیم حامل جریان نزدیک شود عقربه منحرف می شود . و اثبات این موضوع است که اطراف سیم حامل جریان میدان مغناطیسی وجود دارد . تجمع براده ها در نزدیکی سیم بیشتر بوده به این معنی که شدت میدان مغناطیسی ایجاد شده در نزدیکی سیم بیشتر است . و هر چه از سیم دورتر شویم میدان مغناطیسی ضعیف تر می شود.

عمل موتوری


در جلوی سیم حامل جریان میدان مغناطیسی جریان مزبور با میدان مغناطیسی دائم در خلاف جهت بوده و در پشت سیم میدان های مزبور هم جهت هستند بنابر این در پشت سیم یک میدان قوی و در جلوی سیم یک میدان ضعیف بوجود می آید . اختلاف شدت میدان در دو طرف سیم باعث می گردد تا بر سیم حامل جریان نیروئی به سمت بالا وارد شود . امتداد نیروی مزبور عمود بر صفحه ای است که امتداد جریان و میدان مغناطیسی دائم بوجود می آورند و جهت آن در جهتی است که سیم را از میدان قوی تر به سمت میدان ضعیف تر حرکت دهد ، تا تعادل در دو طرف سیم برقرار گردد.پدیده مزبور اساس کار همه موتورهای الکتریکی است که انرژی الکتریکی را به انرژی مکانیکی تبدیل می نماید.

عمل ژنراتوری


عکس پدیده مزبور یعنی موتوری عمل ژنراتوری است . به همان ترتیبی که بر سیم حامل جریان در یک میدان مغناطیسی نیرو وارد می شود . چنانچه یک سیم هادی را در یک میدان مغناطیسی به نحوی حرکت دهیم که خطوط قوای مغناطیسی را قطع نماید تولید جریان می شود که به آن جریان القائی گویند.

شارژ و دشارژ


همانند خازن سیم پیچ هم قابلیت شارژ و دشارژ دارد. با این فرق که انرژی در سیم پیچ به صورت الکترو مغناطیسی ذخیره می شود. در صورتی که انرژی ذخیره شده در خازن از نوع الکترواستاتیکی است.
[ 87/11/21 ] [ 9:55 قبل از ظهر ] [ ترابی ] [ ]
 

قطعات الکترونیک 2

مقدمه

خازن المان الکتریکی است که می‌تواند انرژی الکتریکی را توسط میدان الکترواستاتیکی (بار img/daneshnameh_up/2/26/Khazen3.jpgالکتریکی) در خود ذخیره کند. انواع خازن در مدارهای الکتریکی بکار می‌روند. خازن را با حرف C که ابتدای کلمه capacitor است نمایش می‌دهند. ساختمان داخلی خازن از دو قسمت اصلی تشکیل می‌شود:

ادامه مطلب
[ 87/11/20 ] [ 12:57 بعد از ظهر ] [ ترابی ] [ ]

آيا صفحه هاي فلت ، LCDو پلاسمايي يکي هستند يا معاني جدايي دارند و ما از روي ناآگاهي آنها را به جاي هم به کار مي بريم؟ واقعيت اين است که اينها معاني متفاوتي هستند که برحسب اشتباه از آنها به صورت جايگزين استفاده مي کيم. احتمالا هر روز  ...


ادامه مطلب
[ 87/11/20 ] [ 10:27 قبل از ظهر ] [ ترابی ] [ ]
آیا مى دانید که : علومى که براى فهمیدن و فهماندن و شناخت و شناساندن هر چه عمیق‏تر و دقیق‏تر قرآن کریم به‏وجود آمده است، و در طى تاریخ اسلام و اسلام‏شناسى .......

 

 


ادامه مطلب
[ 87/11/19 ] [ 2:44 بعد از ظهر ] [ ترابی ] [ ]

طرز کار اسپيکر رايانه هاي ما دقيقا مشابه طرزکار بلندگوي سبزي فروشي هاي دوره گرد است!  اسپيکر در واقع دستگاهي است که سيگنال صوتي را که به صورت الکترونيکي روي CD، نوار، DVD يا... ضبط شده به صداي واقعي تبديل مي کند و ما مي توانيم آن را بشنويم ...

 

 


ادامه مطلب
[ 87/11/19 ] [ 2:17 بعد از ظهر ] [ ترابی ] [ ]
آیا تا کنون به آزمایشگاه برق – الکترونیک وارد شده اید؟ ممکن است که ترس از برق گرفتگی و یا هر حاد ثه ای دیگر سدی برای کنجکاوی شما گردد. اما در واقع چنین نیست . با رعایت کردن کلیه نکات ایمنی بی شک  ...

ادامه مطلب
[ 87/11/19 ] [ 2:13 بعد از ظهر ] [ ترابی ] [ ]

مادون در لغت به معناي زير دست و قرمز به معناي هر چه به رنگ خون باشد، است. پس ميتوان گفت كه مادون قرمز اشعه بسيار ريز و قرمز رنگ است.

اطلاعات اوليه

كشف هرسل اولن گام در ايجاد پديده‌اي كه ما آن را طيف الكترومغناطيسي ميناميم. نور مرئي و پرتوهاي مادون قرمز دو نمونه اشكال فراواني از انرژي هستند كه توسط تمام اجسام موجود در زمين و اجرام آسماني تابانده ميشوند. مادون قرمز در طيف الكترومغناطيسي داراي محدوده طول موجي بين 0.78 تا 1000 ميكرو متر است. تنها با مطالعه اين تشعشعات است كه ميتوانيم اجرام آسماني را تشخيص و تميز دهيم و تصويري كامل از چگونگي ايجاد جهان و تغييرات آن بدست آوريم. در سال 1800 سر ويليام هرشل يك نمونه نامرئي از تشعشعات را كشف كرد كه اين نمونه دقيقا زير بخش قرمز طيف مرئي قرار داشت. او اين شكل از تشعشعات را مادون قرمز ناميد.

سير تحولي و رشد

Greathouse و همكارانش طي مطالعه‌اي تاثير ليزر مادون قرمز را به انتقال عصبي ، عصب راديال بررسي كردند. زمان تاخير ، دامنه پتانسيل عمل و دما ، متغيرهاي مورد آزمايش مشاهده نشد.Lynn Snyder و همكارانش اثر ليزر كم توان هليوم - نئون را بر زمان تاخير شاخه حسي عصب راديال در دو گروه ليزر و پلاسبو بررسي نمودند و مشاهده كردند كه در گروه ليزر ، افزايش معني دارا در زمان تاخير حسي پس از بكارگيري ليزر ايجاد گرديده است.

Bas Ford و همكارانش طي مطالعه‌اي اثر ليزر كم توان هليوم - نئون را بر شاخه حسي اعصاب راديال و مدين بررسي كردند. هيچ اختلاف معني داري در دامنه پتانسيل عمل ، زمان تاخير و دما ساعد بعد از بكارگيري ليزر مشاهده نشد.Baxter و همكارانش افزايش معني دار در زمان تاخير عصب مدين بعد از بكارگيري ليزر گرارش كردند. Low و همكارانش كاهش دما را به دنبال تابش ليزر كم توان مادون قرمز ديدند.

نتايج اشعه مادون قرمز

گرمايي كه ما از خورشيد يا از يك محيط گرم احساس ميكنيم، همان تشعشعات مادون قرمز يا به عبارتي انرژي گرمايي است. حتي اجسامي ‌كه فكر ميكنيم خيلي سرد هستند، نيز از خود انرژي گرمايي منتشر ميسازند (يخ و بدن انسان). سنجش و ارزيابي انرژي مادون قرمز ساطع شده از اجرام نجومي ‌به علت اينكه بيشترين جذب را در اتمسفر زمين دارند مشكل است. بنابراين بيشتر ستاره شناسان براي مطالعه انتشار گرما از اين اجرام از تلسكوپهاي فضايي استفاده ميكنند.

مادون قرمز در نجوم

تلسكوپها و آشكارسازهايي كه توسط ستاره شناسان مورد استفاده قرار ميگيرند نيز از خودشان انرژي گرمايي منتشر ميسازند. بنابراين براي به حداقل رساندن اين تاثيرات نامطلوب و براي اينكه بتوان حتي تشعشعات ضعيف آسماني را هم آشكار ساخت، اخترشناسان معمولا تلسكوپها و تجهيزات خود را به درجه حرارتي نزديك به 450?F ، يعني درجه حرارتي حدود صفر مطلق ، ميرسانند. مثلا در يك ناحيه پرستاره ، نقاطي كه توسط نور مرئي قابل رويت نيستند، با استفاده از تشعشعات مادون قرمز بخوبي نشان داده ميشود. همچنين مادون قرمز ميتواند چند كانون داغ و متراكم را همره با ابرهايي از گاز و غبار نشان دهد. اين كانونها شامل مناطق پرستاره‌اي هستند كه در واقع ميتوان آنها را محل تولد ستاره‌اي جديد دانست. با وجود اين ابرها ، رويت ستاره‌هاي جديد با استفاده از نور مرئي به سختي امكانپذير است.

اما انتشار گرما باعث آشكار شدن آنها در تصاوير مادون قرمز ميشود. اختر شناسان با استفاده از طول موجهاي بلند مادون قرمز ميتوانند به مطالعه توزيع غبار در مراكزي كه محل شكل گيري ستاره‌ها هستند، بپردازند. با استفاده از طول موجهاي كوتاه ميتوان شكافي در ميان گازها و غبارهاي تيره و تاريك ايجاد كرد تا بتوان نحوه شكل گيري ستاره‌هاي جديد را مورد مطالعه قرار داد. فضاي بين ستاره‌اي در كهكشان راه شيري ما نيز از توده‌هاي عظيم گاز و غبار تشكيل شده است. اين فضاهاي بين ستاره‌اي يا از انفجارهاي شديد نواخترها ناشي شده‌اند و يا از متلاشي شدن تدريجي لايه‌هاي خارجي ستاره‌هايي جديد از آن شكل ميگيرند. ابرهاي بين ستاره‌اي كه حاوي گاز و غبار هستند، در طول موجهاي بلند مادون قرمز خيلي بهتر آشكار ميشوند (100 برابر بيشتر از نور مرئي).

اخترشناسان براي ديدن ستاره‌هاي جديد كه توسط اين ابرها احاطه شده‌اند، معمولا از طول موجهاي كوتاه مادون قرمز براي نفوذ در ابرهاي تاريك استفاده ميكنند. اخترشناسان با استفاده از اطلاعات بدست آمده از ماهوارهاي نجومي ‌مجهز به مادون قرمز صفحات ديسك مانندي از غبار را كشف كردند كه اطراف ستاره‌ها را احاطه كرده‌اند. اين صفحات احتمالا حاوي مواد خامي ‌هستند كه تشكيل دهنده منظومه‌هاي شمسي هستند. وجود آنها خود گوياي اين است كه سياره‌ها در حال گردش حول ستاره‌ها هستند.

مادون قرمز در پزشكي

اگر نگاه دقيق و علمي ‌به يك طيف الكترومغناطيسي بيندازيم، ميبينيم كه از يك طرف طيف تا سوي ديگر آن ، انواع تشعشعات و پرتوها بر اساس طول موج و فركانس‌هاي مختلف قرار دارند، از آن جمله ميتوان به تشعشعات گاما ، اشعه ايكس ، ماوراي بنفش ، نور مرئي ، مادون قرمز و امواج راديويي اشاره كرد. هر كدام از اين پرتوها و تشعشعات همگام با پيشرفت بشر ، به نوبه خود چالش‌هايي را در زمينه‌هاي علمي ‌پديد آورده‌اند كه در اينجا علاوه بر كاربرد مادون قرمز در شاخه ستاره شناسي ، اشاره‌اي به كارآيي چشمگيري اين پرتو در رشته پزشكي خواهيم داشت.

كاربرد درماني مادون قرمز

بكار بردن گرما يكي از متداولترين روشهاي درمان فيزيكي است. از موارد استعمال درماني مادون قرمز موارد زير را ميتوان ذكر كرد.

تسكين درد

با وجود حرارت ملايم ، كاهش درد به احتمال زياد بواسطه اثر تسكيني بر روي پايانه‌هاي عصبي ، حسي ، سطحي است. همچنين به علت بالا رفتن جريان خون و متعاقب آن متفرق ساختن متابوليتها و مواد دردزاي تجمع در بافتها ، درد كاهش مييابد.

استراحت ماهيچه

تابش اين اشعه راه مناسبي براي درمان اسپاسم و دستيابي به استراحت عضلاني ميباشد.

افزايش خون رساني

در درمان زخمهاي سطحي و عفونتهاي پوستي ، براي اينكه فرآيند ترميم به خوبي انجام گيرد، بايد به مقدار كافي خون به ناحيه مورد نظر برسد و در صورت وجود عفونت نيز افزايش گردش خون سبب افزايش تعداد گلبولهاي سفيد و كمك به نابودي باكتريها ميكند. از اين پرتو ميتوان براي درمان مفصل آرتوريتي و ضايعات التهابي نيز استفاده كرد.

كاربرد تشخيصي مادون قرمز

از مهمترين كابردهاي تشخيصي آن ميتوان توموگرافي را نام برد. اصطلاح ترموگرافي به عمل ثبت و تفسير تغييراتي كه در درجه حرارت سطح پوست بدن رخ ميدهد، اطلاق ميشود. تصوير حاصل از اين روش كه توموگرام ناميده ميشود، بخش الگوي حرارتي سطح بدن را نشان ميدهد. در توموگرافي ، آشكار ساز ، تشعشع حرارتي دريافت شده توسط دوربين را به يك سيگنال الكترونيكي تبديل ميكند و سپس آن را علاوه بر تقويت بيشتر ، پردازش ميكند تا اينكه يك صفحه كاتوديك مثل مونيتور تلويزيون آشكار شود.

تصاوير بدست آمده به صورت سايه‌هاي خاكستري رنگ ميباشند، بدين معني كه سطوح سردتر به صورت سايه‌هاي خاكستري روشن ديده ميشوند و در نوع رنگي آن نيز نواحي گرم ، رنگ قرمز و نواحي سرد ، رنگ روشن خواهند داشت. درجه حرارت پوست بدن در نتيجه فرآيندهاي فيزيكي ، فيزيولوژيك طبيعي يا بيماري تغيير ميكند. از اين خاصيت تغيير گرمايي در عضوي خاص يا در سطح بدن براي آشكارسازي يك بيماري استفاده ميشود كه مهمترين آنها به قرار زير است.

- بيماري پستان : وسيع ترين جنبه كاربردي توموگرافي در آشكار سازي سرطانهاي پستاني است.

زيرا روشي كاملا مطمئن و بدون آزار است.

از پرتوهاي يونيزان استفاده نميشود.

روشي كاملا سريع ، راحت و ارزان است.

به دليل بي ضرر بودن از قابليت تكراري بسيار زيادي برخوردار است.

كاربرد ترموگرافي در مامائي

چون جفت از فعاليت بيولوژيكي زيادي برخوردار است. درجه حرارت حاصله در اين محل بطور قابل ملاحظه‌اي از بافتهاي اطراف بيشتر است. پس ميتوان از توموگرافي براي تعيين محل جفت استفاده كرد.

ضررهاي مادون قرمز

از طرف ديگر خطرهايي نيز در استفاده از مادون قرمز وجود دارد كه ميتوان به سوختگي الكتريكي (در اثر اتصال بدن به مدارات الكتريكي دستگاه) سر درد ، توليد ضعيف در بيمار و آسيب به چشمها در اثر تابش مستقيم پرتو اشاره كرد.

 

منبع : دانشنامه رشد


 

[ 87/11/19 ] [ 2:2 بعد از ظهر ] [ ترابی ] [ ]
تروجان یك فایل جاسوسی می باشد
تروجان یك فایل جاسوسی می باشد كه توسط هكر با توجه به نیاز به اطلاعات قربانی آماده می شود و برای قربانی فرستاده می شود با كمی دقت در تعریف تروجان در می‌یابیم كه تروجان هیچ وقت نمی‌تواند یك ویروس باشد

اگر اهل گشت و گذار در اینترنت مخصوصا سایتهای امنیتی و یا هكری باشید حتماً با واژه تروجان آشنا هستید. شاید برداشت اكثریت ما از این واژه همان ویروس اینترنتی باشد.ولی تروجان چیست؟
اگر بخواهیم برای تروجان یك تعریف ساده بیان كنیم می توانیم بگوییم:تروجان یك فایل جاسوسی می باشد كه توسط هكر با توجه به نیاز به اطلاعات قربانی آماده می شود و برای قربانی فرستاده می شود با كمی دقت در تعریف تروجان در می یابیم كه تروجان هیچ وقت نمی تواند یك ویروس باشد.هكر با توجه به نیاز های خود به اطلاعات قربانی كه می تواند این اطلاعات:پسورد ایمیل یا ایدی قربانی،اشتراك اینترنت(اكانت)،نام و پسورد كامپیوتر قربانی و... است تنظیم كند.

معمولا تروجانها به دو قسمت تقسیم می شوند:

۱)كلاینت:
كه تنظیمات را انجام داده و آن را با توجه به نیازهایی كه بیان كردیم تنظیم می نمایند

۲)سرور:
كه بعد از تنظیمات باید این سرور برای قربانی فرستاده شود تا قربانی بعد از دریافت آن را اجرا كند.

با توجه به تحقیقات می توانیم بگوییم هر هكری كار خود را با این نوع كارها شروع می كند.یعنی با تنظیم تروجان،فرستادن تروجان برای قربانی،هك كردن ایدی و اكانت اینترنت و...در اوایل ورود این نوع جاسوسها به اینترنت فقط كارایی محدودی داشتند.همه كارایی آن نوع تروجانها به فرستادن پسورد یاهو ختم می شد.با گذشت زمان و علاقه برنامه نویسان به این نوع جاسوس ها كم كم امكانات آن را افزایش دادند تا به امروز.

● ولی امكانات یك تروجان امروزی چیست؟

تروجانهای امروزی دیگر رشد كامل خود را تا حد زیادی طی نموده اند امكان دارد با ورود یك تروجان به كامپیوتر شما:

۱) فرستاده شدن پسورد ای دی مخصوصا ایدی و پسورد مسنجر شما برای هكر(به ایمیل هكر یا ایدی یا یك اف تی پی مشخص شده توسط هكر)
۲) فرستاده شدن اكانت اینترنت شما برای هكر
۳) فرستاده شدن نام كامپیوتر شما همراه با پسورد ویندوز برای هكر
۴) محدود كردن كارهای شما با كامپیوتر(قفل شدن Task Manager یاMscoing یا Rigistry و) كامپیوتر شما توسط هكر
۵) از كار انداختن ویروس كش و فایروال كامپیوتر شما
۶) در اختیار داشتن هارد شما توسط هكر(پاك كردن فایل از كامپیوتر شما و یا اضافه كردن فایل توسط هكر)بله همه اینها امكان دارد. فقط كافیست یك تروجان روی كامپیوتر شما توسط هكر فعال شود.

● ولی چگونه امكان دارد كه تروجان وارد كامپیوتر ما شود:
۱) در حال چت كردن هستید فرد مقابل برایتان می خواهد عكس خودش یا نرم افزاری را سند كند .شما آن را می گیرید ولی آیا این فایل سالم است.از كجا مطمئن هستید كه حاوی تروجان نیست ؟

۲) در حال گشت در یك سایت آموزش هك هستید می خواهید یك نرم افزار دانلود كنید از كجا مطمئن هستید كه این نرم افزار سالم است؟

۳) برایتان یك ایمیل می آید.ایمیلی كه فرستنده آن نامشخص است آیا ایمیل سالم است ؟

و تروجان ها بر خلاف ویروس ها كه فقط شامل چند شكل محدود می شوند دارای اشكال خیلی زیادی هستند.یك تروجان می تواند خود را به شكلهای: عكس،یك فایل صوتی،یك فایل نقاشی،یك فایل Setup و...پس می بینید تروجان یك شكل مخصوص ندارد .

● چگونه متوجه شویم كه در كامپیوتر ما تروجان فعال است:

۱) در صورت از كار افتادن Task Manager و Msconfig
۲) از كار افتادن ویروس كش
۳) تغییر در شكل توپی پسورد در مسنجر ویا سیو نشدن آن
۴) در صورت دیدن علائم مشكوك در مسنجر(باز و بسته شدن یك پنجره پی ام)
۵) فعال بودن نرم افزار های مشكوك مثل Task Manager و Msconfig
۶) خوانده شدن ایمیل هایی كه ما آنها را قبلا نخوانده ایم در ایمیلمان

ولی ما برای مقابله با این نوع جاسوسها چه كارهایی باید انجام دهیم؟

۱) داشتن یك ویروس كش قوی و به روز
۲) داشتن یك فایروال خوب یا فعال كردن فایروال خود ویندوز
۳) این را بدانید همی شه پسوند عكس jpgءgif..، می باشد و هیچ وقت یك عكس دارای پسوند exe نمی باشد و همیشه اگر فایل(عكس،نوشته و) را گرفتید كه دارای پسوند مشكوك بود هرگز باز نكنید.
۴) همی شه Task Manager و Msconfig خود را چك كنید اگر چیزی مشكوك دیدید مثل sender.exeبروید و در درایو ویندوز پوشه windows/system۳۲دنباله چنین فایلی باشید كه مشكوك بود و آن را پاك كنید
۵) هرگز از كسی كه شناخت كافی ندارید فایلی دریافت نكنید
۶) سعی كنید اگر می خواهید نرم افزار دانلود كنید از سایتهای معتبر دانلود كنید.
۷) در صورت مشكوك شدن به وجود تروجان سریع اطلاعات خود را عوض كنید(پسورد ای دی،پسورد ویندوز و)
۸) سعی كنید ویندوز خود را عوض كنید و درایو ویندوز قبلی را فرمت كنید.
[ 87/11/17 ] [ 9:35 قبل از ظهر ] [ ترابی ] [ ]

ابتدا در یک توضیح کوتاه در مورد منابع تغذیه می توان گفت که وجود یک منبع تغذیه مناسب برای هر مدار ضروری است تغذیه تامین کننده توان یک مدار الکترونیکی است می توان گفت توان همان زور به اصطلاح عامیانه خودمان است . اگر زور یک مدار کم باشد یا یکنواخت نباشد یعنی در بعضی زمانها زیاد شود و در بعضی زمانها کم شود مدار ما بدرستی کار نخواهد کرد و نتیجه ای را که انتظار داشتیم کسب نخواهیم کرد. نکته مهم در یک مدار الکترونیکی در ابتدا وجود یک منبع تغذیه مناسب و بعد از آن وجود یک قلب تپنده در مدار نیز ضروری است . مدارات الکترونیکی معمولاً در هر ثانیه تعداد عمل خاصی را انجام می دهند که این تعداد بستگی به ضربان قلب مدار دارد . هر چه این تعداد بیشتر باشد سرعت مدار بیشتر خواهد بود شما کامپیوترهایی دارید که ضربانی معادل" 2.4گیگا هرتز "یا بیشتر را دارند یعنی دومیلیاردو چهارصد میلیون ضربان در ثانیه (اوه ه ه ه ه ه ه ه ه ه) کامپیوتر ها معمولاً در هر چند ضربان یک عمل را انجام می دهند مثلا دو عدد را با هم جمع می کنند و یا هر کار دیگر فعلا خیلی به این قضیه گیر ندهید تا در آینده از اسرارو رموز کامپیوتر سر در بیاورید .
تا الان یاد گرفتید که نیاز به یک ضربان کننده در مدار داریم اما چه گونه می توان یک ضربان کننده ساخت و یا به عبارت دیگر یک ضربان کننده چه چیزی را کم و زیاد می کند . همانطور که می توانید حدس بزنید ( با توجه به مباحث قبلی ، خوب اگه یادت نیست برو بخون، والااااااااااااااااا) آنچه که در مدار کم وزیاد خواهد شد ولتاژ خواهد بود با نمودار های زمانی آشنا هستید انشالله... اگر هم نیستید خوب من مجبورم یک بار دیگه بگم نمودار زیر را نگاه کنید



این نمودار دو محور افقی و عمودی دارد محور عمودی معرف ولتاژ است و محور افقی معرف زمان است خط قرمز رنگ نشانگر تغییرات ولتاژ است با توجه به شکل بالا می توان گفت که ولتاژ از آغاز نمودار ( ثانیه صفر) تا ثانیه 1 برابر با صفر بوده است و در ثانیه 1 مقدار آن 5 ولت شده است و تا ثانیه 2 همان قدر بوده است و ووووووووو ادامه. حالا شما می توانید بگویید در ثانیه 7 میزان ولتاژ چقدر بوده است؟؟؟
بسیار خوب فکر می کنم مفهوم نمودار زمانی را یاد گرفته باشید. شکل بالا یک نمودار زمانی است که یک سیگنال ولتاژ را نشان می دهد که بین دو مقدار صفر ولت و 5 ولت تغییر می کند . به این سیگنالها پالس هم می گوییم . سیگنال شکل فوق یک پالس نامنظم است . اما در عوض سیگنال زیر یک پالس منظم است که در هر 2 ثانیه تکرار می شود





و یا باز سیگنال زیر که در هر ثانیه 2 بار تکرار می شود.یا می توان گفت در هر نیم ثانیه 1 بار تکرار می شود

 




مرسوم است که تعداد نوسان در ثانیه را به عنوان سرعت یک پالس معرفی می کنند .بنابراین سرعت پالس شکل 2 نیم پالس بر ثانیه و سرعت شکل 3 ،2 پالس بر ثانیه است منظور از یک پالس صفر بودن ، 5ولت شدن ودوباره بازگشتن به صفر است . معمولا به جای عبارت پالس بر ثانیه عبارت هرتز را به کارمی برند . پالسها همیشه بین صفر وپنج ولت نیستند در بعضی جاها این عدد 3/3 ولت است ( مثلاٌ در رم کامپیوتر) و در بعضی جاها 12 ولت است از این به بعد برای راحتی عبارت به صفر ولت پایین وبه 5 یا ... بالا خواهیم گفت.
اوه ه ه ه ه ه ه ه
کلاً یک عالمه چیز یاد گرفتید اما هنوز من شروع نکردم تازه اولشه

خوب اما چه جوری می شه یک نوسانساز ساخت. راه های بسیار زیادی وجود دارد در جلسات قبلی با خازن و مقاومت آشنا شده اید و می دانید که یک خازن مدتی طول می کشد تا شارژ شود و برای دشارژ شدن هم مدت زمانی نیاز دارد ( اگه یادتون رفته و حال دارید یه نگاه به مبحث خازن و ثابت زمانی بیاندازید اگر هم حال ندارید بی خیال) با توجه به همین قضیه می توان با استفاده از یک "آِی سی" بسیار سودمند وپر کاربرد در الکترونیک به نام 555 یک اسیلاتور ساخت . "آی سی" چیز عجیب و غریبی نیست یک موجود سیاه رنگ کوچولو با تعدادی پایه ( شباهت بسیار زیادی به سوسک داره اما شاخ نداره ودر ضمن ترس هم نداره) معمولاً رو
"آی سی" ها اسم "آی سی" یا شماره "آی سی" رو می نویسند اسم کارخانه سازنده و یک سری مشخصات دیگه هم روش هست که کم کم بهتون می گم.

همانطور که در شکل پیداست این "آی سی"، 8 تا پایه دارد ."آی سی" ها در واقع یک مدار کامل هستند که کوچک شده اند ودر یک فضای بسیار کم جاسازی شده اند. هر یک از این پایه ها به منظور کار خاصی طراحی شده اند . اگر شما بخواهید یک نوسانساز بسازید باید به پایه های این "آی سی" تعدادی خازن ومقاومت وصل کنید چنانچه مقادیر این خازن ومقاومت را عوض کنید فرکانس پالس عوض خواهد شد .هزاران مدل برای نصب خازن ومقاومت به 555 وجود دارد که هر کدام خواص جالبی داره و یه جایی بدرد می خوره . راحت ترین و ساده ترینش چشمک زن هست اگر ما پالس تولید شده را به یک "ال ای دی" بدهیم "ال ای دی" چشمک می زند .

اگر مقاوتها را عوض کنیم به طوری که فرکانس پالس بیشتر بشه لامپ سریعتر چشمک می زند و اگر فرکانس کمتر شود آرام تر چشمک می زند اما خوب نمی شود وقتی مدار را بستیم یک مقاومت را برداریم ویک مقاومت دیگر بگذاریم پس بنابراین با یک عنصر دیگه به نام مقاومت متغیر آشنا می شویم. ( من هی می خواهم چیزی نگم نمی شه)

مقاومت متغیر :
در جلسات قبل با مقاومت آشنا شدید و گفتیم که واحد آن اهم یا کیلو اهم است . وسیله دیگری هم وجود دارد که در واقع یک مقاومت با مقدار متغیر است که یک پیچ دارد که وقتی پیچ را می چرخانیم مقدار مقاومت عوض می شود . این شکل خودش و شکل درونش

وقتی که یک جفت سیم به پایه های "ای و دبلیو" وصل کنیم و دو سرسیم را به یک باطری وصل کنیم الکترونها شروع به حرکت می کنند وقتی پیچ به سمت پایه "ای" نزدیک باشد الکترونها راحت از "دبلیو" می آیند و از"ای" خارج می شود یعنی مقاومت کم است اما وقتی پیچ از پایه "ای" دور باشد الکترونها به سختی و و پس از طی مسافت زیاد و تحمل مشقات از پایه "دبلیو" به پایه "ای" می رسند

درایور

مبحث امروز ما در مورد برد بسیار مهم و کاربدی به نام درایور است داریور به معنی راننده است اما منظور ما از درایور عبارت درایور یونیت است که مفهوم آن واحد محرک است در واقع درایور موتور های ما را به حرکت در می آورد . سوالی که ممکن است برای شما مطرح شود این است که چه نیازی به درایور داریم در حالیکه می توان مستقیم دو سر موتورها را به سر باطری بزنیم و از آنها استفاده کنیم . در جواب باید گفت هدف از کار درایور فقط روشن کردن موتور نیست بلکه هدف ما بیشتر کنترل جهت موتور است که این جهت موتور در مراحل اول به صورت دستی و در مراحل بعدی هوشمند و بدون دخالت ما خواهد بود . در بسیاری از موارد ما نیازمند آن هستیم که موتور ما این توانایی را داشته باشد که از هر دو جهت توانایی چرخش را داشته باشد . ساده ترین راه این است که جهت اتصال سیمهای موتور به باطری را برعکس کنیم . اما این روش روش کار آمدی نیست چرا که هر بار باید یا باطری را برعکس کنیم یا سیم کشی را عوض کرد. راه های بسیار زیادی برای اینکار وجود دارد که بتوانیم با یک یا دو کلید این کار را انجام دهیم.
یکی راه برای اینکار استفاده از دو سری باطری جداگانه است. فرض کنید موتوری در اختیار داریم که دو سر ورودی با دایره های سیاه وسفید مشخص شده باشد و میدانیم چنانچه سر مثبت باطری به دایره سفید متصل شود موتور راستگرد خواهد چرخید . در این مدار وقتی هر یک از دو شاسی "بی و ای" قطع باشند موتور حرکت نخواهد کرد چنانچه شاسی "ای " فشرده شود وشاسی "بی" همچنان بالا باشد سر مثبت باطری 1 به سر سفید موتور وصل شده وموتور در جهت راستگرد خواهد چرخید . حال اگر شاسی "ای" فشرده نشده باشد اما شاسی "بی" فشرده شود. دراین صورت سر منفی باطری 2 به سر سفید متصل شده و موتور چپگرد می چرخد . حال اگر دو شاسی همزمان فشرده شوند باعث اتصال کوتاه دو باطری شده و باطری ها بلافاصله خالی می شوند . حتی امکان دارد گرم شوند و به مدار آسیب بزنند.
عیب این شیوه این است که در هر لحظه از نصف توان قابل دسترس استفاده می شود .( از نصف باطریها استفاده می شود) یا به عبارت دیگر اگر موتورهای های ما برای حرکت به 3 ولت باطری نیاز داشته باشند، با این مدار برای حرکت در دو جهت به 6 ولت باطری احتیاج داریم. عیب دیگر این مدار امکان تخلیه نا خواسته باطری هاست. گرچه این مشکل در سایر مدارات نیز وجود دارد ولی با استفاده از یک سری روشها از این اتفاق جلو گیری می کنند.
راه بعدی استفاده از یک باطری و دو سری سیم کشی است . ابتدا یک سیم از سر مثبت باطری به سر سفید وصل می کنیم و از سر مشکی به سر منفی باطری وصل کنیم. ( مسیر شماره 1 ) و دو کلید هم در مسیر سیم کشی قرار می دهیم هر گاه این دو کلید همزمان متصل شوند موتور راست گرد خواهد چرخید. در مرحله بعدی یک سیم از سر مثبت باطری به سر مشکی موتور وصل می کنیم و از سر سفید موتور به سر منفی باطری سیم می کشیم و دو کلید نیز در مسیر سیم کشی قرار می دهیم. ( مسیر شماره2) هر گاه این دو کلید فشرده شوند موتور چپ گرد خواهد چرخید.


مدار شکل فوق را می توانیم مرتب کرده به شکل مقابل در بیاوریم در این مدار شاسی های 1و 4 با هم و 2و3 نیز با هم هستند . یعنی باید هرگاه 4 را فشار می دهیم 1 را نیز فشار دهیم . در این شیوه بجای دو سری باطری از یک مجموعه باطری استفاده می کنیم در واقع در هر لحظه از کل توان موجود استفاده می کنیم .فشردن هر 4 شاسی در یک لحضه باعث ترمز موتور می شود گرچه اگر این اتفاق ادامه پیدا کند باطری ها نیز تخلیه می شوند. در ربات دسترسی هر لحظه به کلید ها امکان ندارد و باید به دنبال کلید دیگری باشیم که پردازشگر ما بتواند این کلید را فعال کند. در این مسئله به یک کلید الکترونیکی احتیاج داریم. به این کلید الکترونیکی ترانزیستور می گوئیم.

ترانزیستور یا کلید الکترونیکی
ترانزیستور وسیله ای 3 پایه است که در مدارات الکترونیکی کاربرد های متفاوتی دارد یکی از این کاربردها استفاده از آن به عنوان کلید است . ترانزیستور دارای 3 پایه به نامهای کلکتور امیتر و بیس است . در حالت معمولی کلکتور به امیتر متصل نیست اما هر گاه ولتاژی به بیس اعمال شود کلکتور به امیتر متصل می شود

تعجب نکنید و اصلا هم نترسید در یک لحظه یک سیل اطلاعاتی به شما وارد شد الان چندین سوال برای شما پیش آمده است .حتی می تونم قول بدم که حتی با خوندن این کلمات عجیب و غریب مشکل دارید اما مهم نیست نگران نباشید با کمی توضیح خیلی راحت می توانید از این موجود بسیار مهربان در الکترونیک استفاده کنید و بفهمید که چگونه از همین وسیله سه پایه می توان کارهای بزرگی انجام داد. به جرات می توان گفت که هیچ وسیله ای الکترونیکی وجود ندارد که ترانزیستور نداشته باشد . ترانزیستورها در مدارات الکترونیکی مانند سلولها در بدن انسان هستند"سی پی یو" در کامپیوتر شما از میلیونها ترانزیستور ساخته شده است . بلندگوی کامپیوتر حداقل از 4تا ترانزیستور برای هر بلندگو استفاده می کند.به همین ترتیب در موبایل تعداد بسیار زیادی ترانزیستور وجود دارد ترانزیستور برای مقاصد مختلف در مدلها و اندازه های مختلف ساخته می شود

گفتیم که ترانزیستور مانند کلید است اما کلید دو پایه دارد پس چرا ترانزیسور 3 پایه دارد . می تواند حدس بزنید .
شکلهای صفحه قبل را یکبار دیگر نگاه کنید . بله آفرین ( من فرض کرده ام که شما متوجه شدید پس اگر متوجه نشدید دوباره نگاه کنید) پایه سوم در واقع کنترل ترانزیستور است . کلید یک سیم دارد و یک شاسی که با دست فشار می دهید ترانزیستور 2 پایه دارد و یک پایه برای کنترل که مجموعاً می شود 3 پایه .البته ترانزیستور تنها برای کلید زنی استفاده نمی شود و کاربردهای متفاوتی دارند اما فعلا با این مبحث سروکار داریم . همانطور که گفتیم ترانزیستور شکلهای متفاوتی دارد که در تصویر اندازه های مختلف آنها را مشاهده می کنید. یک مبحث کوچک دیگر در مورد پایه های ترانزیستور وجود دارد . جهت حرکت جریان در پایه های امیتر و کلکتور مانند دیود یک طرفه است در بعضی از ترانزیستورها جریان از کلکتور به امیتر می رود( ترانزیستور های "ان پی ان" ) و در بعضی دیگر از امتیر به کلکتور می رود (ترانزیستورهای "پی ان پی" ) در نقشهای الکترونیکی یک ترانزیستور از نوع "ان پی ان" را با شکل زیر نشان میدهند

پایه فلش دار نشان دهنده امیتر است و جهت فلش بیانگر این موضوع است که جریان از پایه کلکتور می آید و از پایه امیتر خارج می شود

نوع دیگر ترانزیستور وجود دارد که جریان از امیتر می آید و از کلکتور خارج می شود ."پی ان پی

برای کار با کلید باید شاسی آنرا فشار دهیم اما برای کار با ترانزیستورهای "ان پی ان" باید به پایه بیس ولتاژی بزرگتر از ولتاژ امیتر بدهیم و برای کار با ترانزیستورهای "پی ان پی" باید به پایه بیس ولتاژی کوچکتر از ولتاژ امیتر بدهیم . نیاز به حذف کردن نیست فقط به خاطر بسپارید که فلش امیتر همیشه از ولتاژ بزرگتر به کوچکتر است .
با توجه به مطالبی که تاکنون گفتیم می توان با استفاده از ترانزیستور یک مدار کنترل جهت موتور طراحی کنیم

در مدار فوق هرگاه "اینپات 1" 5 ولت و"اینپات 2" صفر ولت باشد ترانزیستورهای "کیو4 و کیو1" قطع بوده و ترانزیستورهای "کیو3 و کیو2" وصل هستند . در نتیجه جریان از ترانزیستور "کیو 2" عبور کرده به سر مثبت موتور وارد می شود واز طریق ترانزیستور "کیو3" به باطری بر می گردد. شکل زیررا نگاه کنید در این شکل ترانزیستور 1و 3 وصل شده . 2و 4 قطع هستند

خوب توضیح در مورد اصول کار دیگه بسه بریم سراغ لحیم کاری مدار درایوری که شما دارید کمی با چیزی که گفتیم فرق داره شکل مدار را نشان می دهیم و میریم سراغ لحیم کاری

بگذارید اول یک نگاه به مدار بيندازیم

همانطوری که ملاحظه می کنید روی "پی سی بی" جای هشت تا ترانزیستور وجود دارد که با اسمهای "تی8 تا تی1" مشخص شده اند. هر درایور موتور 4 ترانزیستور نیاز دارد و ما چون 2 موتور داریم به 8 ترانزریستور احتیاج خواهیم داشت . همانطور که در نقشه ملاحظه می کنید در هر درایور 2 ترانزیستور "ان پی ان" و 2 ترانزیستور "پی ان پی" قرار دارد . بر روی ترانزیستور های شما یک عدد 4 رقمی وجود دارد که شماره ترانزیستور است. ترانزیستورها با شماره 8550 ترانزیستور "پی ان پی" هستند و که در محلهای "تی4 تا تی1" قرار می گیرند . ترانزیستورها با شماره 8050 ترانزیستور "ان پی ان" هستند و که در محلهای "تی 8 تا تی5" قرار می گیرند دقت کنید که ترانزیستورها را بر عکس نگذارید. اگر ترانزیستور را از بالا نگاه کنید یک سطح تخت دارد ویک سطح نیم دایره همین شکل بر روی "پی سی بی" نیز هست با توجه به این نکته ترانزیستورها را جابزنید و از پشت به دقت لحیم کنید. باز هم می گم خیلی از سیم لحیم استفاده نکنید ولی روغن لحیم را فراموش نکنید.
ترانزیستورها را لحیم کنید و پایه های اضافی راببرید

خوب امیدوارم تا الان تونسته باشید همه ترانزیستور ها را بدون مشکل و درست لحیم کرده باشید . برد من تا آلان این شکلی شده

قسمت بعدی باید "ال ای دی" و مقاومت مربوط به آنرا متصل کنید.
دقت کنید که پایه های "ال ای دی" را درست بزنید پایه کوچکتر را باید در قسمت پایین قرار دهید بر روی برد جاییکه باید"ال ای دی" را قرار دهید یک دایره ناقص وجود دارد اگر "ال ای دی" را نیز نگاه کنید می بینید که "ال ای دی" نیز یک دایره ناقص است که شما را راهنمایی می کند که آنرا کجا بگذارید. یک مقاومت 1"کا"(قهوه ای-مشکی – قرمز) هم بردارید ودر مکان مناسب قرار دهید

تا مقاومت 220 اهم ( قرمز- قرمز - قهوه ای ) را هم بردارید ودر مکانهای آر4 تا آر1" لحیم کنید

تقریبا داره تموم می شه فقط یک خازن مونده با یه دونه کلید بعد از اون دیگه بقیه سیم کشی به این طرف و اون طرفه. برای خازن دوباره مانند جلسه قبل دقت کنید که از جهت مناسب قرار دهید یک خازن 1000 میکرو بردارید و در جای مناسب قرار دهید . خط منفی روی خازن را پیدا کنید و در سوراخی که مثبت ندارد فرو کنید . یه راه ساده تر هم هست پایه بزرگتر را در سوراخ مثبت کنید . برای وصل کلید کمی حوصله کنید سوراخ ها و پایه های کلید کمی بزرگتر هستند و برای لحیم کاری میزان بیشتری سیم لحیم نیاز دارد اول یک پایه را لحیم کنید و وقتی که مطمئن شدید درست لحیم کردید. بقیه پایه ها را هم لحیم کنید .
در قسمتی که با نام "پاور" مشخص شده دو سیم لحیم کنید . این دو سیم به سر باطری خواهد رفت . می توانید حدس بزنید که خروجی های موتور کجاست ؟؟؟؟
دو جفت سیم هم به پایه های خروجی که برای موتورها خواهد رفت لحیم کنید

سیمها هم لحیم شد اما پایه کانکتور 1 پس چی ؟ این قسمت مربوط به اتصال این برد به سایر بردها می باشد که در جلسات بعد به بررسی آنها خواهیم پرداخت

[ 87/11/17 ] [ 9:20 قبل از ظهر ] [ ترابی ] [ ]

اسرار کائنات در قرآن مجید

مقدمه

به راستی زمانی که بشر تصور می‌کرد زمین مسطح است و سنگینی آن روی شاخ گاو قرار دارد، گاو نیز پشت ماهی واقع شده است، آیا تعجب نداشت اگر کسی ادعا می‌کرد که ماه و خورشید و ستارگان در فلک بی انتها شناورند؟ بلی ، در چهارده قرن پیش در قرآن آمده است "زمین و آسمانها را روی ستونی که دیده نمی‌شود خلق فرموده و آن ستون ، جاذبه است که در بین کرات با همه دوری و بعد مسافت برقرار می‌باشد".

در قرن 16 تا 17 یعنی دوران زندگی گالیله دانشمند معروف ایتالیایی که ادعا می‌کرد، زمین گرد است و به دور محور خود می‌چرخد، مردم آنقدر تعجب کردند که او را دیوانه خواندند. کشیشان که این ادعا را بر هم زننده دستگاه خود می‌شمردند، دستور توقیف و مرگ او را دادند. او نیز از ترس مرگ از گفته خود باز گشت. غافل از اینکه در ده قرن پیش از او ، در قرآن بوضوح آمده است "همه این کرات در افلاک شناورند."



img/daneshnameh_up/8/8f/Revolution.gif




علاوه بر اشاره به حرکت وضعی و انتقالی زمین در آیه‌های مختلف ، حرکات خفیف زمین نیز در قرآن بخوبی تشریح شده است. خداوند متعادل در قرآن کریم می‌فرماید: "کوهها را می‌بینی و تصور کنی که ساکن هستند، حال اینکه آنها مانند ابر حرکت می‌کنند". امروزه این مطلب با کشف حرکات مختلف زمین بخوبی روشن شده است. سواحل شمالی اروپا یعنی آلمان و هلند به تدریج زیر آب می‌رود و سواحل جنوب فرانسه رو به خشک شدن است. یعنی قاره اروپا حرکت تدریجی نوسانی دارد. درباره ماه و خورشید نیز آمده است "خورشید در فضا نور افشانی می‌کند، ولی ماه از خود نوری ندارد و نورش منعکسه است". این است اعجاز قرآن که درباره خلقت زمین ، آسمان ، آدمیان ، حیوان و گیاه نظرات دقیق و صریحی ابراز داشته و در تمامی موارد راه زندگی و هدایت بشر را مشخص کرده است.

هدایت الهی در اجرام آسمانی

کلیه ستارگانی که از لحاظ تعداد ، عظمت ، فاصله ، نور و حرارت چشمها را خیره کرده و اعجاب دانش پژوهان جهان را بر انگیخته و این نظامهای بدیع کهکشانی را پدید آورده است، همه و همه مربوط به آسمان و فضای نزدیک است. اما در فضای دور چه خبر است؟ آن فضا چه وسعت و عظمتی دارد؟ و چه رازها و موجوداتی در آن وجود است، هنوز مجهول است و این موضوع حاکی از عظمت فوق‌العاده و شگرف جهان هستی است. قرآن این حقیقت را با این آیات بیان کرده است:


آیه 6 سوره صافات: ما آسمان نزدیک را به زینت ستارگان آراسته‌ایم.


آیه 67 سوره ملک: ما آسمان نزدیک را به وجود چراغهایی زینت بخشیده‌ایم.

قرآن مجید که ترجمان فطرت و عقل است، در زمانی که بشر در قعر جهالت بود، در اوج فصاحت و بلاغت ، پرده از اسرار پدیده‌های طبیعی برداشته و در ضمن آنها در موارد بسیاری به حرکت خورشید و ماه و کیفیت اجرام آسمانی تصریح می‌کند، از جمله: "خداوند خورشید و ماه را مسخر گردانید و هر یک تا زمان معینی به گردش خود ادامه می‌دهند." (رعد ، فاطر ، زمر ، لقمان)

"خورشید و ماه هر یک در مداری شناور می‌باشند." (یس آیه 40)

"خداوند خورشید و ماه را در حالی که هر یک در حال حرکت هستند، به نفع شما مقهور و مسخر گردانیده است." (ابراهیم آیه 33)

قیامت از دید قرآن

"و اذا نفخ فی الصور نفخه واحده" (الحاقه - 13) و آنگاه که در صور دمیده شود، دمیدنی واحد ، این دمیدن در "صور" هر چه باشد، در حقیقت صدور فرمان شروع انفجار است.

"و حملت الارض و الجبال فدکتاد که واحده" (الحاقه - 14) و زمین از جا کنده شود کوهها در هم کوفته شوند، کوفتنی واحد.

"فیومئذ وقعت الواقعه" (الحاقه - 15) پس در چنین زمانی است که واقعه (صیحه بزرگ) اتفاق می‌افتد.

"انشقت السما فهی یومئذ واهیه" (الحاقه - 16) و آسمان از هم پاشیده شود که چنین هنگامی آسمان سست می باشد.

"یوم ترجف الارض و الجبال و کانت الجبال کثیبا مهیلا" (مزمل - 14) هنگامی که زمین وکوهها به شدت بلرزند و کوهها چون توده هایی از گرد و غبار پراکنده شوند.

"فاذا برق البصر و خسف القمر و جمع الشمس و القمر" (قیامه = 9،8،7) تا گاهی که چشمها از نور شدید خیره بشوند ماه بگیرد و خورشید و ماه جمع کرده شوند (خورشید و ماههای زیادی داریم، مراد همه اجرام سماوی است، خورشید و ماه به عنوان نمونه به اینها اشاره رفته است، به معنی جمع شدن همه اجرام عالم است. زیرا خورشید و ماه دو جرم استثنایی نیستند.)

"واذا الارض مدت والقت ما فیها و تخلت" (انشاق - 3 ، 4) یعنی: هنگامی که زمین ، آنچه را که در بر دارد افکند و زمین فشرده کنونی به اطراف گسترده شود. کره زمین خرد و از هم پاشیده و بصورت گرد و غبار (اتمهای پراکنده) در خواهد آمد.

"در قرآن تاکید می شود که ساعت ، یعنی حادثه نابودی جهان ، یک امر ناگهانی است و به هیچ وجه برای انسان قابل پیش بینی نیست، این مطلب از بسیاری از آیات استنباط می گردد، از جمله آیه 187 سوره اعراف: "یسئلوک عن الساعه ایان مرسیهخا - قل انما علمها عند ربی لایجلیها لوقتها الا هو - ثقلت فی السموات والارض - لاتاتیکم الا بغته ..." (اعراف - 187)

قیامت یک حادثه وعده داده شده از جانب خداست و وعده خدا حق است، زمان وقوع قیامت را تنها خدا می‌داند (...لایجلها لوقتها الا هو...) و هر لحظه ممکن است اتفاق بیفتد (تکاد السموات یتفطرن من فوقهن ...) با توجه به ناگهانی بودن قیامت ، انسان در هیچ لحظه‌ای از زمان نمی‌تواند نسبت به عدم وقوع آن مطمئن باشد. محل وقوع این حادثه کجاست و از کجا آغاز خواهد شد؟ این سؤالی است که برای پاسخ دادن به آن باید در آیات زیر به دقت تأمل کرد:


"بل الساعه موعد هم و الساعه ادهی و امر" (القمر - 46)
"والیوم الموعد" (بروج - 2)
"بل لهم لن یجدوا من دونه موئلا" (الکهف - 57)"
"حتی اذا راواما یوعدون فسیعلمون من اضعف ناصرا و اقل عددا" (جن - 24)
"قل ان ادری اقریب ما توعدون ام یجعل له ربی امدا" (جن - 25)
"فذرهم یخوضوا و یلعبوا حتی یلاقوا یومهم الذی یوعدون" (معارج - 42)
"خاشعه ابصارهم یرهقهم ذله ذلک الیوم یوعدون" (معارج - 44)
"انما توعدون لصادق" (ذاریات - 5)

از آیات فوق معلوم می‌گردد که ساعت (قیامت) در این آیات با کلماتی همچون: موعود - موعد - مایوعدون - ماتدعدون و از این قبیل مشخص گردیده است، به عبارت دیگر ، منظور از "موعد" در آیات فوق همان "ساعت" است، یعنی حادثه قیامت. حال به آیه زیر دقت می‌کنیم:


"و فی اسما رزقکم و ما تدعدون" (الذاریات - 22)
و روزی شما و آنچه که وعده داده می‌شوید در آسمان است.
اکنون رجوع می کنیم به آیه 187 سوره اعراف "... ثقلت فی السموات و الارض ..."
"وجود و حضور قیامت در همه جا سنگینی می‌کند، در آسمانها و زمین ، یعنی در درون هر اتمی و هر کهکشانی".

پس حادثه "ساعت" به مکان بخصوصی تعلق ندارد، بلکه همزمان در همه جای جهان آغاز می‌گردد و در لحظه‌ای هر هفت آسمان را نابود می‌کند. زمان حادثه بسیار کوتاه است، به نحوی که شاید از یک چشم بر هم زدن هم کوتاهتر باشد:


"... و ما امر الساعه الا کلمح البصرا و هو اقرب..." (نحل - 77)
و ماجرای قیامت نیست مگر به اندازه چشم بر هم زدن و یا کوتاهتر از آن ...
"ما خلق الله السموات و الارض و ما بینهما الا بالحق و اجل مسمی" (روم - 8)
"فاذا النجوم طمست. و اذا السما فرجت و اذا الجبال نسفت" (مرسلات - 8 - 10) پس هنگامی که ستارگان بی نور و محو شوند و آسمان شکافته شود و کوهها برافکنده شوند ... .
"اذا الشمس کورت" (تکویر - 1) هنگامی که خورشید بی نور شود.
"و اذا النجوم انکدرت" (تکویر - 2) هنگامی که ستارگان تیره شوند.
"و اذا الجبال سیرت" (تکویر - 3) گاهی که کوهها رانده شوند.
و اذا البحارز سجرت" (تکویر - 6) گاهی که دریاها بهم آمیزند.
"واذا السما کشطت" (تکویر - 11) گاهی که آسمانها بر کنده شود.
"اذا السما انفطرت و اذا لکواکب انتثرت و اذا البحار فجرت" (انفطار - 3 - 1) یعنی: هنگامی که آسمان شکافته شود و ستارگان از هم بپاشند و دریاها بهم ریزند.



img/daneshnameh_up/5/5e/origins.jpg




"واذا السما انشقت" گاهی که آسمان بشکافت.
"و اذنت لربها و حقت" و فرمانبردار برای پروردگار خویش و سزاوار شد.
"یوم تمور السما مورا و تسیر الجبال سیرا" (طور - 9 و10) هنگامی که آسمان بخزد و کوهها به حرکت در آیند.
"و السموات مطویات بیمینه" (زمر - 67) وآسمانها پیچیده اند به دستش.
"کلشی هالک الاوجهه" (قصص - 88): هر چیزی نابود است جز رویش.


"یوم تکون السما کالمهل و تکون الجبال کالعهن" (معارج - 9 و 8) یعنی روزی که گردد آسمان چون روغن گداخته و گردند کوهها چون پشم.


"فارتقب یوم تاتی السما بدخان مبین" (دخان - 9) یعنی: پس چشم به راه روزی باش که آسمان به دودی آشکار تبدیل شود.


"بدیع السموات والارض قضی امرا فاتما بقول له کن فیکون" (بقره - 117) یعنی: پدید آرنده آسمانها و زمین و هرگاه بگذارند امری را جز این نیست که گویدش بشو پس بشود.

"ثم استوی الی السما و هی دخان لها و للارض اتینا طوعا اوکرها قالتا اتینا طامعین" سپس خداوند به آسمان پرداخت و آسمان همچون توده دودی بود و به آسمان و زمین فرمان داد که خواه و ناخواه بحرکت آیید، آسمان و زمین پذیرفتند. نکته آنکه ، آیات "بدیع السموات و الارض ..." و "ثم استوی الی السما و هی دخان ..." در مورد آفرینش جهان فعلی می‌باشد. ظاهرا چنین تخریب سریع و عظیمی نمی‌تواند باشد مگر طی یک انفجار وحشتناک اتمی که ظرف مدت بسیار کوتاهی ، همه اتمهای جهان را که واحد ساختمانی ماده هستند، از درون بشکافد و به انرژی خالص تبدیل کند و دیگر هیچ اثری از ماده باقی نگذارد به جز آنچه خدا خواهد، در این شرایط همه جا را نور و حرارت فرا خواهد گرفت:


"فاذا انشقت السما فکانت ورده کالدهان" (الرحمن - 37)
تا هنگامی که آسمان شکافته شود و همچون روغن گداخته ، گلی رنگ گردد.
"قل لکم میعاد یوم لاتساتخرون عنه ساعه و لا تستقدمون" ... حال به بعضی آیات دیگر توجه می نمائیم:

اذا وقعت الواقعه - خافضه رافعه. اذا رجت الارض رجا و بست الجبال بسا فکانت هبا منبثا" (واقعه - 6،5،4،3،1) هنگامی که آن واقعه (حادثه) اتفاق بیفتد، آن حادثه ، بالا برنده فرو آورنده و هنگامی که زمین به شدت بلرزد و کوهها روان شوند، روان شدنی و به گرد و غباری پراکنده تبدیل شوند.

سخن بزرگان

استاد سید عبدالعزیز بلادی می‌فرمایند: "یوم نطوی السما کطی السجل للکتب کما بدانا اول خلق نعیده ، وعدا علینا انا کنا فاعلین" (انبیاء - 104) هنگامی که آسمان را مانند پیچیدن طومار نامه‌ای در هم پیچیم، آن را به همان نحو که اول بار آفریدیم (خلقت این جهان یعنی "دنیا" منظور است)، مجددا اعاده خواهیم کرد. این امر وعده ماست و ما انجام دهنده وعده هستیم، آیه فوق به دو نکته جالب توجه اشاره می‌کند. اول اینکه جهان جدید (آخرت) به همان نحو و طی همان مراحلی که جهان فعلی (دنیا) آفریده شده ساخته خواهد شد. و دوم اینکه قبل از خلقت جهان جدید بایستی جهان ، کنونی در هم پیچیده و منقبض گردد و ...)

استاد شهید مرتضی مطهری در یکی از آثارشان درباره سرانجام جهان می‌فرمایند: "تمامی عالم بسوی انهدام و خرابی می‌رود و همه چیز نابور می‌شود و بار دیگر جهان نوسازی می‌شود و تولدی دیگر می‌یابد و با قوانین و نظامات دیگر که با قوانین ونظامات فعلی جهان تفاوتهای اساسی دارد، ادامه می‌یابد و ..."

پاره‌ای از سخنان معصومین علیه‌السلام درباره سرانجام جهان ماده

"حضرت علی علیه‌السلام در نهج البلاغه در فصلی مربوط به آفرینش اشیاء ، متعرض این واقعیت شده! می‌فرمایند:"لم یخلق الاشیا من اصول ازلیه و لا اوائل ابدیه بل خلق ما خلق فاقام حده وصور ما صور فاحسن صورته ، یعنی نیافرید اشیا را از اصول و اولیات ازلی ابدی بلکه آفرید آنچه را که پدید آورد (ماده اشیا را) و حدود و تعنیات آنها را از یکدیگر متمایز نمود و صورت بندی نمود آنچه را که صورتی می‌پذیرفت و نیکو نمود صورت آنها را ... . حضرت علی علیه‌السلام "نفی ازلیت ، ماده می‌نماید ضمنا به نفی "ابدیت" آن هم تصریح می‌فرماید، زیرا آنچه که ازلی نیست ابدی هم نمی‌تواند باشد.

امام علیه‌السلام در دعای جوشن کبیر هم به نفی ازلیت ماده اشاره فرموده است، در آنجا که می‌فرماید: "یا من خلق الاشیا من العدم". یعنی ای کسی که پدیده‌ها را از عدم آفریدی." در یکی از دعاهای ملحقات صحیفه سجادیه (از حضرت امام زین العابدین علیه‌السلام) که معروف به دعای روز جمعه است چنین آمده است:

بسم الله الرحمن الرحیم ، الحمدالله الاول قبل الانشا والاحیا و الاخر بعد فنا الاشیا ... یعنی ستایش خاص خدائی است که آغاز هستی پیش از پیدایش و زندگی است و پایان پس از فنا اشیاء ... . همچنین در دعای جوشن کبیر ، در مورد نابودی عالم ماده و ابدی بودن خداوند متعال چنین می‌خوانیم: "یا من یبقی و ینفی کل شی" اوست که بماند و فانی شود هر چیز.

حضرت علی علیه‌السلام در نهج البلاغه در خطبه‌ای می‌فرمایند: "بعد از فنا دنیا خداوند تنها می‌گردند و هیچ شیئی همراه او نیست. و همانطور که قبل از خلق عالم تنها بوده ، همانگونه هم بعد از نابودی آن تنهاست، نه زمانی وجود دارد، نه مکانی ، اجلها و زمانها معدوم می‌گردند و سالها و لحظه‌ها ناپدید می‌گردند و هیچ شیئی جز خداوند واحد قهار که برگشت همه امور بسوی اوست، باقی نمی‌ماند. در دعای جوشن کبیر می‌خوانیم:"یا من هوا قبل کل شی یا من هو کل شی" یعنی: اوست قبل از هر چیز و اوست پس از هر چیز.

اگر به سخنان معصومین علیه‌السلام در این راستا به یادگار مانده‌اند، دقت کافی بشود، در می‌یابیم، که کلام ایشان صرفنظر از آنکه موثق و راسخ هستند، حتی همسنگ با نظریه‌های دانش راستین می‌باشند؛ و در ضمن استعمال واژه‌های فنا و مشتقات آن در کلام مبارکشان حاکی از آن است که ، جهان در نهایت به نابودی و نیستی مطلق کشانده می‌شود، نه اینکه ناپدید گردد.

نتیجه

آنچه در مجموع از بعضی آیات قرآنی و پاره‌ای مفاهیم اسلامی می‌توان دریافت کرد، چندین موضوع اساسی زیر می‌باشد: جهان ماده دارای پایانی است، یعنی عمری و سرآمدی معین دارد و روزی بایستی از بین برود؛ آیه قرآنی "... و اجل مسمی"؛ به عبارتی دیگر عالم مادی ازلی ابدی و یا همیشگی نیست. بنابراین نظریه ماتریالیستها را رد می‌نماید. اصل بازگشت (معاد) را در دو بخش ، یکی تحت عنوان اصل بازگشت عالم ماده به همان اصل نخستینش که از آن بوجود آمده و دیگری تحت عنوان اصل بازگشت (رستاخیر) انسانها.

اصل بازگشت عالم ماده ، با تمام وجود صورت می‌گیرد، بدین معنی تمامی جهان ماده و اجزایش جملگی نابود می‌شوند؛ بعضی از افراد چنین گمان کرده‌اند که ویرانی و ریزش اجرام ، تنها شامل قسمتهایی از جهان می‌شود، ولی قسمتهای دیگر جهان باقی می‌مانند و یا تغییراتی اندک در آنها پدیدار می‌شود؛ در حالی که چنین نیست، کل جهان و اجزایش و منجمله سیاره زمین ، دچار فرو ریختگی و ویرانی و در نهایت دچار نابودی کامل قرار می‌گیرند و آثاری از جهان حتی باقی نمی‌ماند.



تصویر




اصل پیدایش نخستین جهان ، گاز سوزان و یا ذرات اولیه در شکل گرد پراکنده نبوده‌اند، بلکه بایستی پیش از گاز سوزان و گرد پراکنده ، آفرینشهای اولیه دیگری هم وجود داشته باشند که گاز سوزان و گرد پراکنده ، از آنها حاصل آمده‌اند باشند. آفرینش آغازین جهان ، دو عالم امر (خلا فیزیک و میدان واحد گرانشی) ، به عنوان "پیش ماده سازنده عالم" بوده‌اند، که بطور کن فیکون (بشو پس می‌شود) از طرف خداوند علیم و قادر مطلق صورت گرفته است؛ (و گاز سوزان و یا گرد پراکنده ، از این پیش ماده سازنده عالم هستی بعدا بوجود آمده‌اند.).

حال ، جهان در هنگام ویرانی بایستی به همان اصل آغازینش یعنی دو عالم امر (میدان واحد گرانشی و خلا فیزیکی) تبدیل گردد و این دو عالم امر هم عکس حالت (کن فیکون) ، (نابود شود پس میشود) به نیستی مطلق مبدل می‌گردند. لذا دریافت کردیم که جهان به همان اصل اولیه خویش گام به گام رجعت می‌کند، بنابراین ، طبق مفاهیم بلند اسلامی ، معاد ، یعنی بازگشت اشیاء با تمام وجودشان ، به چیزی که از آن بوجود آمده‌اند. حال ، آیه فوق را یکبار دیگر مطالعه نمائیم و درباره آن بیاندیشیم؛ "یوم نطوی السما کطی ...".

عالم برزخ ، از جنبش جهان فعلی (ماده ، انرژی) نیست؛ بنابراین هنگام ویرانی و نابودی کامل جهان کنونی ، عالم برزخ ، همچنان تا روز قیامت انسانها باقی خواهد ماند، افزون آنکه طبق مفاهیم ناب اسلام محمدی صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله ‌و سلم پس از مرگ انسانها ، ارواح در عالم برزخ مستقر می‌گردند. خداوند در آیه‌ای در قرآن می‌فرمایند؛ "و من ورائهم برزخ الی یوم یبعثون" (کومنو - 100) یعنی؛ و از پشت سر آنان است، برزخی ، تا روزی که برانگیخته شوند
[ 87/11/17 ] [ 8:52 قبل از ظهر ] [ ترابی ] [ ]
سال 2008 در حالی به پایان رسیده است که در این سال طیف جالب توجهی از غیرعادی ترین یافته های علمی جامعه علمی دنیا را مجذوب خود کرده است.به گزارش خبرگزاری مهر، در سال 2008 که ساعات پایانی آن سپری می شود، کشف ارتباط جدید میان پرندگان و دایناسورها و فیلمبرداری از الکترون ها و مواردی نظیر آنها از مهمترین عجایب علمی معرفی شدند.
ارتباطی عجیب تر میان پرندگان و دایناسورها
دیرینه شناسان از مدتها پیش از این نکته آگاه بودند که پرندگان نزدیک ترین خویشاوندان دایناسورها به حساب می آیند اما چگونگی این ارتباط همواره جای پرسش داشته است.
در سال 2008 دانشمندان پرده از رازهای جالب توجه تری از این ارتباط برداشتند. در ماه نوامبر دانشمندان از کشف آشیانه فسیل شده دایناسوری خبر دادند که ثابت می کند دایناسورها آشیانه هایی مشابه آشیانه پرندگان تشکیل می داده اند. در این آشیانه ها دایناسورها بر روی تخمها می خوابیده اند.
همچنین کشف فسیل دایناسوری در ماه اکتبر که بقایای دمش دارای نشانه هایی از پر بوده است، بیش از پیش پرده از ابهامات موجود برداشت.
کشف حد و مرز حافظه
تاکنون باور عمومی بر این بوده است که افراد می توانند تنها هفت مورد را در حافظه کوتاه مدت خود نگاه دارند اما تحقیقات صورت گرفته در سال 2008 نشان دادند که حافظه کوتاه مدت تنها قابلیت به خاطرسپردن سه تا چهار مورد است.
محققان این پرو‍ژه از مدل ریاضی استفاده کردند که فرض را بر توانایی حافظه کوتاه مدت در به خاطر سپردن سه تا چهار مورد می گذارد. آنها در ادامه موفق به کشف این حقیقت شدند که با جزء به جزءتر کردن اعداد طولانی به سری های سه یا چهارتایی می توان قابلیت حداقلی مغز را افزایش داد.
شناسایی اجتماع ناشناخته ای از گوریلها
تا همین چند ماه پیش دانشمندان خود را برای انقراض نسل قطعی گوریلها آماده کرده بودند با این حال شناسایی خیره کننده جمعیت ناشناخته ای از گوریلها که شمار آنها تا 125 هزار مورد تخمین زده می شود موجب شادی و امیدواری دانشمندان شد.
تا پیش از این تصور می شد که شمار تقریبی گوریلها در سراسر دنیا تنها در حدود 5 هزار مورد باشد اما با کشف گوریلهای جدید در جمهوری کنگو امیدهای تازه ای نمایان شده است.
نخستین فیلمبرداری از الکترون
در سال 2008 و در اقدامی تاریخی دانشمندان موفق به نخستین فیلمبرداری از الکترون شدند.
دانشمندان با اعلام این فناوری تاریخی در فوریه سال 2008 اعلام کردند که با استفاده از فناوری نوینی توانستند پالسهای کوتاهی از نور لیزری شدید را برای روشن ساختن ذرات الکترون تولید کنند.
در این فیلم به خوبی دیده می شود که یک الکترون، اتم را پس از قرارگرفتن در معرض نور ماوراء بنفش ترک می کند.
قطب شمال آب می شود
قطب شمال آب می شود؛ خبر در عین حال که جذاب بوده است بیشتر موجب نگرانی و تشویش خاطر دانشمندان شده است.
در سپتامبر سال 2008 دانشمندان اعلام کردند که سطح یخ قطب شمال به دومین رکورد پایین خود از زمان بررسیهای ماهواره ای رسیده است.
محققان دانشگاه کلورادو در جریان بررسیهای خود دریافتند، فرآیند گرمایش زمین با سرعت قابل توجهی در جریان است و حتی می توان گفت که سریعتر از اقدامات بازدارنده دانشمندان زمین را قربانی می کند.
[ 87/11/17 ] [ 8:43 قبل از ظهر ] [ ترابی ] [ ]
در این درس قصد داریم شما را با مفاهیم پایه الکترونیک مانند قانون اهم و فرمول آن و همچنین یکی از قطعات پرکاربرد الکتریکی یعنی مقاومت و انواع آن آشنا کنیم و بعد هم به توضیح مقاومت های موازی و سری و معادل خواهیم پرداخت.

رابطه ولتاژ و جریان یا قانون اهم

همانطور که آقای سنقری هفته پیش هم یک اشاره کوتاهی کرد، ولتاژ نوعی نیرو است که باعث حرکت الکترونها شده و جریان الکتریکی را به وجود می آورد. هرچه ولتاژ بیشتر باشد جریان هم بیشتر خواهد بود چون نیرویی که به الکترونها وارد میشود بیشتر است.
بیایید با یک مثال مطلب را ادامه بدهیم، همانطور که اگر ارتفاع منبع آب را از سطح زمین بیشتر کنید قدرت خروج آب از منبع بیشتر میشود و جریان آب بیشتر خواهد بود. همان طور که اگر ولتاژ دو سر یک مقاومت بیشتر باشد جریان عبوری از آن نیز بیشتر میشود. مقاومت در برابر عبور آب به قطر لوله بستگی دارد. یعنی هرچه قطر لوله بیشتر باشد مقاومت لوله در برابر عبور آب کمتر بوده و جریان آب بیشتر است.
با مقایسه منبع آب و جریان آب با ولتاژ و جریان راحت تر میتوانیم مفهوم مقاومت و رابطه بین جریان و ولتاژ را درک کنیم. خلاصه اش این است که هرچه مقاومت کمتر باشد جریان بیشتر میشود و برعکس.

در شکل زیر نمایش "شماتیک" یک مقاومت و ولتاژ و جریان آن را مشاهده میکنیم

در این شکل ولتاژ دو سر مقاومت با V و جریان عبوری از آن با I نمایش داده شده است. حالا همه این حرفهایی که گفتیم به زبان ریاضی میشود همین یک خطی که الان مینویسم:

V = I * R

که در جلسه پیش هم دیدیم که به قانون اهم مشهور است.

مفهوم فرمول فوق این است که اگر ولتاژ ثابت باشد و مقاومت کاهش یابد جریان افزایش میابد و اگر مقاومت زیاد شود به تبع آن جریان هم کاهش پیدا میکند. علمای ریاضی و فیزیک به این نوع رابطه میگویند "رابطه معکوس".

همانطور که مشاهده کردید قانون اهم بسیار ساده است و البته مهم. مبانی تمام تحلیل های الکتریکی همین قانون اهم است.

حالا بیایید برویم سر وقت یکی از پر کاربرد ترین قطعات الکتریکی، یعنی همین مقاومت که تا به حال داشتیم در موردش صحبت میکردیم.


مقاومت

در تشریح قانون اهم با مقاومت و مفهوم آن آشنا شدیم. در توضیح مقاومت در ابتدا مقدمه ای از مفهوم آن بیان میکنیم و بعد به سراغ تعیین مقدار مقاومت با استفاده از کد رنگ میرویم و در ادامه به نحوه ساخت و اندازه گیری مقاومت های متغییر خواهیم پرداخت و در نهایت مقاومت های سری و موازی را توضیح میدهیم

واحد اندازه گیری مقاومت "اهم" میباشد. در توضیح مقاومت باید بگوییم که در حقیقت عامل بازدارنده جریان الکتریکی در مدار مقاومت است. یعنی در ساده ترین حالت وقتی میخواهید جریان را کنترل کنید و نگذارید توی مدار جریان زیادی به راه بیفتد ( که عامل سوختن مدار است) از مقاومت استفاده میکنیم.

مقاومت در اشکال گوناگون در وسایل الکتریکی و الکترونیکی کاربرد بسیاری دارد. یکی از انواع مقاومت مقاومت سرامیکی یا چینی است. که روی آن را با قشری از زغال پوشانده اند. مقدار چنین مقاومتی بستگی به مقاومت قشر زغالی دارد. که در حدود 0.001 تا 10 میکرون ضخامت دارد.

دو طرف این مقاومت به سیم های قلع اندود مربوط شده و لایه ای از لاک روی مقاومت را پوشانیده است. معمولا مقدار مقاومت را با نوارهای رنگی که روی آن ترسیم شده است نشان میدهند.

تعیین مقدار مقاومت با استفاده از کد رنگ:

اندازه مقاومت بر حسب اهم بوده و به وسیله چهار نوار رنگی بر روی بدنه اش مشخص میگردد که به صورت یک عدد دو رقمی و تعدادی صفر که در سمت راست آن قرار میگیرد است. همچنین در این کد بندی میزان خطا هم با یک نوار دیگر مشخص میشود.
مجموعه این علائم دارای فاصله های یکسان از دو طرف نیستند بلکه به طور آشکار به یک طرف نزدیک‌تر هستند. برای تعیین مقدار باید جوری مقاومت را در جلوی چشم قرار بدهید که مجموعه نوارهای آن مجموعه نوارهای رنگی طرف چپ قرار بگیرد

برای خواندن مقاومت با کمک جدول زیر عمل میکنیم

0 سیاه
1 قهوه‌ای
2 قرمز
3 نارنجی
4 زرد
5 سبز
6 آبی
7 بنفش
8 خاکستری
9 سفید

ابتدا با خواندن دو نوار اول عدد دو رقمی را مشخص میکنیم و بعد با کمک نوار سوم تعداد صفر های جلوی آن را تعیین میکنیم. و اینجوری به عدد مقاومت میرسیم.

تذکر 1: اگر نوار سوم سیاه باشد به این معنی است که مقدار مقاومت همان عدد دو رقمی است و صفر اضافی ندارد.

تذکر 2: در مقاومت های کمتر از ده اهم ( یعنی یک رقمی ها ) نوار سوم طلایی است. در این جور مقاومت ها عدد دو رقمی حاصل از نوار های اول و دوم را باید در "0.1" ضرب کنیم تا عدد مقاومت در بیاید. یعنی به طور خلاصه یک ممیز بگذاریم بین دوتا نوار!

تذکر 3: اگر نوار سوم نقره ای بود یعنی مقاومت زیر 1 است، یعنی کلا مقدارش برابر کسری از اهم است و به یک اهم هم نمیرسد. در این جور مقاومت ها عدد دو رقمی حاصل از نوار های اول و دوم را باید در "0.01" ضرب کنیم. یعنی یک ممیز بگذاریم روی عدد و بعد بخوانیم!

اندازه گیری مقاومت های متغیر

علاوه بر مقاومت های ثابت، مقاومت های متغیر هم وجود دارد که کاربرد زیادی هم دارند برای مثال هم پیچ کنترل صدای رادیو و پیچ تنظیم نور چراغ خواب مقاومتهای متغیر هستند. رئوستا و پتانسیومتر دو نوع از این مقاومتها به حساب می آیند.

رئوستا به شکل شماتیک زیر در مدار ها دیده میشود

مقاومت این المان مداری میتواند بین صفر اهم تا مقدار معینی که در روی بدنه اش مشخص شده است تغییر کند. آن فلش که روی شکل دیده میشود هم موید همین مسئله است که: "قابل تغییر میباشیم!"

پتانسیومتر اما کمی پیچیده تر عمل میکند. اول شکل شماتیک آن را ببینید

این المان مداری سه تا سر دارد، مقاومت بین سر های a و b همیشه مقداری ثابت است. اما با حرکت کردن قسمت متحرک میتوانیم مقاومت های بین دو نقطه a و c و همچنین بین دو نقطه b و c را تغییر بدهیم. البته همانطور که میبینید جمع این دو مقاومت اخیر باید همان مقاومت ثابت اولیه بشود.

سوال: چطور میتوانیم با کمک یک پتانسیومتر یک رئوستا را شبیه سازی کنیم؟

مقاومت های سری و موازی:

این بخش از درس خیلی مورد توجه طراحان کنکور هم هست! چون یکی از سرگرمی های مهندسان الکترونیک این است که بنشینند شبکه های خفن از مقاومت ها تشکیل بدهند و بعد مقاومت معادل آن را با هزار بدبختی مصاحبه کنند!

ما دو نوع ساده از به هم بستن مقاومت ها که کاربرد زیادی را دارند در اینجا میگوییم و دوستان علاقه‌مند را به کتابهای مدار ارجاع میدهیم ( که البته اگر الکترونیکی نیستید، این کتابها خیلی دردی هم دوا نمیکنند!)


1 - سری بستن مقاومت ها

در این حالت که در شکل هم پیدا است. مقدار مقاتومت معادل برابر جمع مقاومتهای تک تک است. یعنی


Re = R1 + R2 + R3

خوب ناگفته پیدا است هر مقاومتی که دنبال این سری بسته بشود باعث میشود مقاومت معادل بیشتر بشود. فرض کنید شما یک مقاومت 100 کیلو اهمی میخواهید اما یادتان رفته از بازار بخرید، بهترین کار این است که مثلا ده تا مقاومت یک کیلو اهمی را با هم سری کنید و یک مقاومت معادل ده کیلیو اهمی بسازید. ( البته مقاومت معادلش یک کمی از نظر ابعاد ده برابر یک مقاومت 100 کیلوی معمولی در می آید!)

2 – موازی بستن مقاومت ها

در این سیستم به هم بستن مقاومتها همانطور که مبینید جریان بین راه های مختلف پخشن میشود و همین باعث میشود که مقاومت معادل کمتر از آن چیزی که به نظر بیاید باشد.

در حقیقت فرمول این مقاومت به شکل زیر است

در این سیستم اضافه کردن یک مقاومت معمولا باعث کمتر شدن مقاومت کل میشود ( در حقیقت راه فرار جدیدی برای الکترون ها پیدا میشود و جریان سریعتر میشود و در نتیجه مقاومت کاهش پیدا میکند. باور ندارید؟ مخرج مشترک گیری که یادتان هست؟ بنشینید خودتان حساب کنید

[ 87/11/16 ] [ 11:29 قبل از ظهر ] [ ترابی ] [ ]
روش اول: دراین روش فرم نام گذاری به روش زیر است(از چپ می خوانیم):

پسوند-شماره سریال-حرف-عدد

Digit-letter-serial number-sufix

قسمت عدد: دراین قسمت عددی که درج می شود یکی کمتر از تعداد پایه های ترانزیستور است.چون ترانزیستورها 3 پایه دارند پس همیشه عدد 2 در این قسمت قرار می گیرد.اگر ترانزیستور 4 پایه ای وجود داشت عدد 3 قرار می گرفت.


قسمت حرف: در این قسمت همیشه حرف "N" قرار می گیرد(در روش اول)

قسمت شماره سریال: در این قسمت اعدادی بین 100 تا 9999 قرار می گیرد که بیان گر زمان تقریبی معرفی ترانزیستوراست.مثلا ترانزیستور با سریال نامبر 945 زودتر از ترانزیستور با سریال نامبر 2220 ساخته شده است.


قسمت پسوند: در این قسمت یکی از حروف A,B,C یا هیچکدام قرار می گیرد.

این قسمت اختیاری است و محدوده hfe ترانزیستور را تعیین می کند.

حرف A ترانزیستور با بهره کم

حرف B ترانزیستور با بهره متوسط

حرف C ترانزیستور با بهره زیاد

اگر هیچکدام از این حروف درج نشود یعنی ترانزیستور می تواند هر از بهره های فوق را دارا باشد.

مثال:2N3819 , 2N2221A , 2N904


روش دوم: دراین روش فرم نام گذاری به روش زیر است(از چپ می خوانیم):


پسوند-شماره سریال-دوحرف-عدد

Digit-2 letter-serial number-sufix

قسمت عدد: دراین قسمت عددی که درج می شود یکی کمتر از تعداد پایه های ترانزیستور است.چون ترانزیستورها 3 پایه دارند پس همیشه عدد 2 در این قسمت قرار می گیرد.اگر ترانزیستور 4 پایه ای وجود داشت عدد 3 قرار می گرفت.

قسمت دو حرفی:شامل دو حرف لاتین که به صورت زیر کد بندی می شود:

SA: PNP HF transistor

SB: PNP AF transistor

SC: NPN HF transistor

SD: NPN AF transistor

SE: Diodes

SF: Thyristors

SG: Gunn devices

SH: UJT

SJ: P-channel FET/MOSFET

SK: N-channel FET/MOSFET

SM: Triac

SQ: LED

SR: Rectifier

SS: Signal diodes

ST: Avalanch diodes

SV: Varicaps

SZ: Zener diodes

قسمت شماره سریال: در این قسمت اعدادی بین 100 تا 9999 قرار می گیرد که بیان گر زمان تقریبی معرفی ترانزیستوراست.مثلا ترانزیستور با سریال نامبر 945 زودتر از ترانزیستور با سریال نامبر 2220 ساخته شده است.

قسمت پسوند:این قسمت اختیاری است.

نکته مهم: در این نوع نام گذاری چون کد ترانزیستور با 2S شروع می شود از نوشتن آن صرف نظر می شود. مثلا به جای اینکه روی ترانزیستور نوشته شود 2SC945 می نویسیم C945 .

مثال: SB646 , 2SC7332 , 2SA1187



روش سوم: دراین روش فرم نام گذاری به روش زیر است(از چپ می خوانیم):

پسوند-شماره سریال-یک حرف-دوحرف

2 letter-1letter-serial number-sufix

قسمت دو حرفی: اولین حرف نوع ماده ای است که ترانزیستور از آن ساخته می شود.

(ژرمانیم) A: Ge

(سیلیکون) B: Si

(آرسنیک گالیم) C: GaAs

(عناصر مرکب) R: compound materials

چون بیشتر ترانزیستورها از جنس سیلیکون است حرف اول اغلب B است.

حرف دوم کاربرد را نشان می دهد و کدبندی آن به صورت زیر است:

C: transistor,AF,small signal

D: transistor,AF,power

F: transistor,HF,small signal

L: transistor,HF,power

U: transistor,power,switching

A: Diode RF

Y: Rectifier

E: Tunnel diode

Z: Zener, or voltage regulator diode

B: Variac

K: Hall effect device

N: Optocoupler

P: Radiation sensitive device

Q: Radiation producing device

R: Thyristor,Low power

T: Thyristor,Power

قسمت شماره سریال: در این قسمت اعدادی بین 100 تا 9999 قرار می گیرد که بیان گر زمان تقریبی معرفی ترانزیستوراست.مثلا ترانزیستور با سریال نامبر 945 زودتر از ترانزیستور با سریال نامبر 2220 ساخته شده است.

قسمت پسوند: مانند قسمت اول

مثال:BC548
, BC108A , BA68 , BF239 , BF51


نکات مهم:

کارخانه های سازنده قطعات نیمه هادی معمولا به دلایل تجاری یک کد که معرف شرکت سازنده قطعه است را روی آن درج می کنند. معمول ترین این کدها عبارتند از:

MJ: Motorolla power,metal case

MJE: Motorolla power,plastic case

MPS: Motorolla low power,metal case

MRF: Motorolla HF,VHF and microwave transistor

RCA: RCA

RCS: RCS

TIP: Texas Instruments power transistor (plastic case)

TIPL: TI planar power transistor

TIS: TI small signal transistor (plastic case)

ZT: Ferranti

ZTX: Ferranti

مثال: ZTX302 , TIP31A , MJE3055 , TIS43
[ 87/11/15 ] [ 4:12 بعد از ظهر ] [ ترابی ] [ ]
  Thumbs up   فرايندهاي توليد قطعات الكترونيكي
 
ماده اوليه
امروزه همه مي*دانند كه ماده اوليه پردازنده*ها همچون ديگر مدارات مجتمع الكترونيكي، سيليكون است. در واقع سيليكون همان ماده* سازنده شيشه است كه از شن استخراج مي*شود. البته عناصر بسيار ديگري هم در اين فرايند به*كار برده مي*شوند و ليكن از نظر درصد وزني، سهم مجموع اين عناصر نسبت به سيليكون به*كار رفته در محصول نهايي بسيار جزئي است.

آلومينيوم يكي از مواد ديگري است كه در فرايند توليد پردازنده*ها اهميت زيادي دارد. هرچند كه در پردازنده*هاي مدرن، مس به*تدريج جايگزين آلومينيوم مي*شود.

علاوه بر آنكه فلز مس داراي ضريب هدايت الكتريكي بيشتري نسبت به آلومينيوم است، دليل مهم*تري هم براي استفاده از مس در طراحي پردازنده*هاي مدرن امروزي وجود دارد. يكي از بزرگ*ترين مسائلي كه در طراحي پردازنده*هاي امروزي مطرح است، موضوع نياز به ساختارهاي فيزيكي ظريف*تر است. به*ياد داريد كه اندازه*ها در پردازنده*هاي امروزي در حد چند ده نانومتر هستند. پس ازآنجايي*كه با استفاده از فلز مس، مي*توان اتصالات ظريف*تري ايجاد كرد، اين فلز جايگزين آلومينيوم شده است.
آماده*سازي
فرايند*هاي توليد قطعات الكترونيكي از يك جهت با بسياري از فرايند*هاي توليد ديگر متفاوت است. در فرايند*هاي توليد قطعات الكترونيك، درجه خلوص مواد اوليه مورد نياز در حد بسيار بالايي اهميت بسيار زيادي دارند. اهميت اين موضوع در حدي است كه از اصطلاح electronic grade براي اشاره به درجه خلوص بسيار بالاي مواد استفاده مي*شود.

به همين دليل مرحله* مهمي به*نام آماده*سازي در تمامي فرايند*هاي توليد قطعات الكترونيك وجود دارد. در اين مرحله درجه خلوص موارد اوليه به روش*هاي گوناگون و در مراحل متعدد افزايش داده مي*شود تا در نهايت به مقدار خلوص مورد نظر برسد. درجه خلوص مواد اوليه مورد نياز در اين صنعت به اندازه*اي بالا است كه توسط واحد*هايي مانند ppm به معني چند اتم ناخالصي در يك ميليون اتم ماده اوليه، بيان مي*شوند.

آخرين مرحله خالص*سازي ماده سيليكون، به*اين صورت انجام مي*شود كه يك بلورِ خالص سيليكون درون ظرف سيليكون مذاب خالص شده قرار داده مي*شود، تا بلور بازهم خالص*تري در اين ظرف رشد كند (همان*طور كه بلورهاي نبات در درون محلول اشباع شده به*دور يك ريسمان نازك رشد مي*كنند). در واقع به اين ترتيب، ماده سيليكون مورد نياز به*صورت يك شمش تك كريستالي تهيه مي*شود (يعني تمام يك شمش بيست سانتي*متري سيليكون، يك بلور پيوسته و بدون نقص بايد باشد!).

اين روش در صنعت توليد چيپ* به روش CZ معروف است. تهيه چنين شمش تك بلوري سيليكون آن*قدر اهميت دارد كه يكي از تحقيقات اخير اينتل و ديگر شركت*هاي توليد*كننده پردازنده، معطوف توليد شمش*هاي سي*سانتي*متري سيليكون تك*بلوري بوده است. درحالي*كه خط توليد شمش*هاي بيست سانتي*متري سيليكون هزينه*اي معادل 5/1 ميليارد دلار در بر دارد، شركت*هاي توليد كننده پردازنده، براي به*دست آوردن خط توليد شمش*هاي تك بلوري سيليكون سي سانتي*متري، 5/3 ميليارد دلار هزينه مي*كنند.

موضوع جالب توجه در اين مورد آن است كه تغيير اندازه شمش*هاي سيليكون تك*بلوري، تا كنون سريع*تر از يك*بار در هر ده* سال نبوده است.

پس از آنكه يك بلور سيليكوني غول*آسا به شكل يك استوانه تهيه گشت، گام بعدي ورقه ورقه بريدن اين بلور است. هر ورقه نازك از اين سيليكون، يك ويفر ناميده مي*شود كه اساس ساختار پردازنده*ها را تشكيل مي*دهد. در واقع تمام مدارات يا ترانزيستورهاي لازم، بر روي اين ويفر توليد مي*شوند. هر چه اين ورقه*ها نازك*تر باشند، عمل برش بدون آسيب ديدن ويفر مشكل*تر خواهد شد.

از طرف ديگر اين موضوع به معني افزايش تعداد چيپ*هايي است كه مي*توان با يك شمش سيليكوني تهيه كرد. در هر صورت پس از آنكه ويفر*هاي سيليكوني بريده شدند، نوبت به صيقل*كاري آنها مي*رسد. ويفر*ها آنقدر صيقل داده مي*شوند كه سطوح آنها آيينه*اي شود. كوچكترين نقصي در اين ويفر*ها موجب عدم كاركرد محصول نهايي خواهد بود. به همين دليل، يكي ديگر از مراحل بسيار دقيق بازرسي محصول در اين مرحله صورت مي*گيرد. در اين گام، علاوه بر نقص*هاي بلوري كه ممكن است در فرايند توليد شمش سيليكون ايجاد شده باشند، نقص*هاي حاصل از فرايند برش كريستال نيز به*دقت مورد كنكاش قرار مي*گيرند.

پس از اين مرحله، نوبت به ساخت ترانزيستور*ها بر روي ويفر سيليكوني مي*رسد. براي اين*كار لازم است كه مقدار بسيار دقيق و مشخصي از ماده ديگري به درون بلور سيليكون تزريق شود. بدين معني كه بين هر مجموعه اتم سيليكون در ساختار بلوري، دقيقاً يك اتم از ماده ديگر قرار گيرد. در واقع اين مرحله نخستين گام فرايند توليد ماده نيمه*هادي محسوب مي*شود كه اساس ساختمان قطعات الكترونيك مانند ترانزيستور را تشكيل مي*دهد. ترانزيستورهايي كه در پردازنده*هاي امروزي به*كار گرفته مي*شوند، توسط تكنولوژي CMOS توليد مي*شوند.
CMOS مخفف عبارت Complementary Metal Oxide Semiconductor است. در اينجا منظور از واژه Complementaryآن است كه در اين تكنولوژي، از تعامل نيمه*هادي*هاي نوع n و p استفاده مي*شود.

بدون آنكه بخواهيم وارد جزئيات فني چگونگي توليد ترانزيستور بر روي ويفر*هاي سيليكوني بشويم، تنها اشاره مي*كنيم كه در اين مرحله، بر اثر تزريق مواد گوناگون و همچنين ايجاد پوشش*هاي فلزي فوق نازك (در حد ضخامت چند اتم) در مراحل متعدد، يك ساختار چند لايه و ساندويچي بر روي ويفر سيليكوني اوليه شكل مي*گيرد. در طول اين فرايند، ويفر ساندويچي سيليكوني در كوره*اي قرار داده مي*شود تا تحت شرايط كنترل*شده و بسيار دقيق (حتي در اتمسفر مشخص)، پخته مي*شود و لايه*اي از SiO2 بر روي ويفر ساندويچي تشكيل شود.

در جديدترين فناوري اينتل كه به تكنولوژي 90 نانومتري معروف است، ضخامت لايه SiO2 فقط 5 اتم است! اين لايه در مراحل بعدي دروازه يا gate هر ترانزيستور واقع در چيپ پردازنده خواهد بود كه جريان الكتريكي عبوري را در كنترل خود دارد (ترانزيستورهاي تشكيل دهنده تكنولوژي CMOS از نوع ترانزيستورهاي اثر ميداني يا Field Effect Transistor :FET ناميده مي*شوند. در اين ترانزيستورها، جريان الكتريكي از اتصالي به*نام Source به اتصال ديگري به*نام Drain جريان مي*يابد. وظيفه اتصال سوم به*نام Gate در اين ترانزيستور، كنترل و مديريت بر مقدار و چگونگي عبور جريان الكتريكي از يك اتصال به اتصال ديگر است).

آخرين مرحله آماده*سازي ويفر، قرار دادن پوشش ظريف ديگري بر روي ساندويچ سيليكوني است كه photo-resist نام دارد. ويژگي اين لايه آخر، همان*طور كه از نام آن مشخص مي شود، مقاومت در برابر نور است. در واقع اين لايه از مواد شيميايي ويژه*اي ساخته شده است كه اگر در معرض تابش نور قرار گرفته شود، مي*توان آن*را در محلول ويژه*اي حل كرده و شست و در غير اين صورت (يعني اگر نور به اين پوشش تابانده نشده باشد)، اين پوشش در حلال حل نخواهد شد. فلسفه استفاده از چنين ماده*اي را در بخش بعدي مطالعه خواهيد كرد.

ماسك كردن
اين مرحله از توليد پردازنده*ها، به*نوعي از مراحل قبلي كار نيز مهم*تر است. در اين مرحله عمل فتوليتوگرافي
(Photolithography) بر روي ويفر ساندويچي انجام مي*شود. در واقع آنچه در اين مرحله انجام مي*شود آن است كه بر روي ويفر سيليكوني، نقشه و الگوي استنسيل مشخصي با استفاده از فرايند فتوليتوگرافي چاپ مي*شود، تا بتوان در مرحله بعدي با حل*كردن و شستن ناحيه*هاي نور ديده به ساختار مورد نظر رسيد (ازآنجايي كه قرار است نقشه پيچيده*اي بر روي مساحت كوچكي چاپ شود، از روش فتوليتوگرافي كمك گرفته مي*شود.

در اين روش نقشه مورد نظر در مقياس*هاي بزرگتر- يعني در اندازه*هايي كه بتوان در عمل آنرا توليد كرد، مثلاً در مربعي به مساحت يك متر مربع - تهيه مي*شود. سپس با تاباندن نور به الگو و استفاده از روش*هاي اپتيكي، تصوير الگو را بر روي ناحيه بسيار كوچك ويفر مي*تابانند. مثلاً الگويي كه در مساحت يك متر مربع تهيه شده بود، به تصوير كوچكي در اندازه*هاي چند ميليمتر مربع تبديل مي*شود!). در اين موارد چند نكته جالب توجه وجود دارد. نخست آنكه الگوها و نقشه*هايي كه بايد بر روي ويفر چاپ شوند، آنقدر پيچيده هستند كه براي توصيف آنها به 10 گيگابايت داده نياز است.

در*واقع مي*توان اين موضوع را به حالتي تشبيه كرد كه در آن قرار است نقشه*اي مانند نقشه يك شهر بزرگ با تمام جزئيات شهري و ساختماني آن بر روي ويفر سيليكوني به مساحت چند ميلي*متر مربع، چاپ شود. نكته ديگر آنكه در ساختمان چيپ*هاي پردازنده، بيش از بيست لايه مختلف وجود دارد كه براي هر يك از آنها لازم است چنين نقشه*هايي ليتوگرافي شود.

موضوع ديگري كه بد نيست در اينجا ذكر*شود، آن است كه همانطور كه از دروس دبيرستاني ممكن است به*ياد داشته باشيد، نور در لبه*هاي اجسام دچار انحراف از مسير راست مي*شود. پديده*اي كه به پراش يا Diffraction معروف است. هرچه لبه*هاي اجسامي كه در مسير تابش واقع شده*اند، كوچك*تر يا ظريف*تر باشند، پديده پراش شديد*تر خواهد بود.

در واقع يكي از بزرگ*ترين موانع توليد پردازنده*هايي كه در آنها از ساختار*هاي ظريف*تري استفاده شده باشد، همين موضوع پراكندگي يا تفريق نور است كه باعث مات*شدن تصويري مي*شود كه قرار است بر روي ويفر چاپ شود. براي مقابله با اين مسئله، يكي از موثرترين روش*ها، آن است كه از نوري در عمل فتوليتوگرافي استفاده كنيم كه داراي طول موج كوچك*تري است (بر اساس اصول اپتيك، هرچه طول موج نور تابانده شده كوچك*تر باشد، شدت پديده پراكندگي نور در لبه*هاي اجسام كمتر خواهد بود). براي همين منظور در توليد پردازنده*ها، از نور UV (ماوراي بنفش) استفاده مي*شود.

در واقع براي آنكه بتوان تصوير شفاف و ظريفي در اندازه*ها و مقياس آنچناني بر روي ويفر*ها توليد كرد، تنها طول* موج ماوراي بنفش جوابگو خواهد بود. اما اگر بخواهيم در نسل بعدي پردازنده*ها، از الگوهاي پيچيده*تري استفاده كنيم، تكليف چه خواهد بود؟ در تئوري مي*توان از تابشي با طول موج بازهم كوتاه*تري استفاده كرد. اما مشكل در اينجا است كه تابش با طول موج كوتاه*تر به معني استفاده از نوعي اشعه ايكس است. مي*دانيد كه چنين اشعه*اي بيشتر از آنكه قادر باشد تصويري از نقشه مورد نظر بر روي ويفر ايجاد كند، به*علت قابليت نفوذ زياد، از تمامي نواحي الگو به*طور يكسان عبور خواهد كرد!

از موارد فوق كه بگذريم، پس از آنكه نقشه مورد*نظر بر روي ويفر چاپ شد، ويفر درون محلول شيميايي ويژه*اي قرار داده مي*شود تا جاهايي كه در معرض تابش واقع شده*اند، در آن حل شوند. بدين ترتيب شهر مينياتوري را بر روي ويفر سيليكوني تجسم كنيد كه در اين شهر خانه*ها داراي سقفي از جنس SiO2 هستند (مكان*هايي كه نور نديده*اند و در*نتيجه لايه مقاوم در برابر حلال مانع از حل شدن ( SiO2 بوده است). خيابان*هاي اين شهر فرضي نواحي كه مورد تابش نور واقع شده*اند و لايه مقاوم آن و همچنين لايه SiO2 در حلال حل شده*اند) از جنس سيليكون هستند.
تكرار
پس از اين مرحله، لايه photo-resist باقي مانده از روي ويفر برداشته مي*شود. در اين مرحله ويفري در اختيار خواهيم داشت كه در آن ديواره*اي از جنس SiO2 در زميني از جنس سيليكون واقع شده*اند. پس از اين گام، يكبار ديگر يك لايه SiO2 به همراه پلي*سيليكون (Polysilicon) بر روي ويفر ايجاد شده و بار ديگر لايه photo-resist جديدي بر روي ويفر پوشانده مي*شود.

همانند مرحله قبلي، چندين بار ديگر مراحل تابش نور و در حلال قرار دادن ويفر انجام مي*شوند. بدين ترتيب پس از دست يافتن به ساختار مناسب، ويفر در معرض بمباران يوني مواد مختلف واقع مي*شود تا نيمه*هادي نوع n و p بر روي نواحي سيليكوني باقي*مانده تشكيل شوند. به اين وسيله، مواد مشخصي در مقادير بسيار كم و دقيق به*درون بلور سيليكون نفوذ داده مي*شوند تا خواص نيمه*هادي نوع n و p به*دست آيند. تا اينجاي كار، يك لايه كامل از نقشه الكترونيكي ترانزيستوري دوبعدي بر روي ويفر سيليكوني تشكيل شده است.

با تكرار مراحل فوق، عملاً ساختار لايه*اي سه بعدي از مدارات الكترونيكي درون پردازنده تشكيل مي*شود. در بين هر چند لايه، از لايه*اي فلزي استفاده مي*شود كه با حك كردن الگو*هاي مشخص بر روي آنها به همان روش*هاي قبلي، لايه*هاي سيم*بندي بين المان*ها ساخته شوند. پردازنده*هاي امروزي اينتل، مثلاً پردازنده پنتيوم چهار، از هفت لايه فلزي در ساختار خود بهره مي*گيرد. پردازنده AMD Athlon 64 از 9 لايه فلزي استفاده مي*كند.
[ 87/11/15 ] [ 4:5 بعد از ظهر ] [ ترابی ] [ ]

Thumbs up  معجزات علمي قرآن در كيهان شناسي

عمر دنيا و زمين و انبساط آن (بيگ بنگ) - سياه چاله ها و ستاره هاي نوتروني همگي گوشه اي از معجزات قرآن است!
نسبت عمر دنيا به عمر زمين:
سوره ي 50 (ق): آيه ي 38:
"ما آسمان ها و زمين و آنچه در ميان آنهاست در شش روز آفريديم و هيچ گونه رنج و سختي اي به ما نرسيد"
سوره ي 41 (فصلت): آيه ي 9:
"بگو: آيا شما به آن كس كه زمين را در دو روز آفريد كافر هستيد و براي او همانندهايي قرار مي دهيد؟ او پروردگار جهانيان است!"
امروزه دانشمندان با توجه به شواهد موجود عمر زمين را 4.5 ميليارد سال پيش بيني مي كنند.
اين در حالي است كه عمر دنيا 13.5 ميليارد سال برآورد شده است.

earth, زمین, عمر زمین
کهکشان راه شیری

در قرآن آمده كه زمين در دو روز و دنيا در شش روز خلق شد. (عمر دنيا 3 برابر عمر زمين است).
اگر اين موضوع را با شواهد عيني امروز مقايسه كنيم هيچ كمبودي ديده نمي شود!
عمر دنيا (13.5 ميليارد سال) را بر عمر زمين (4.5 ميليارد سال) تقسيم كنيد.
جواب 3 بدست مي آيد.
اين بدان معناست كه علم امروز نيز به اين مسئله رسيده كه عمر دنيا 3 برابر عمر زمين است!
سياه چاله ها و ستاره هاي نوتروني:
سوره ي 86 (طارق): آيات 1 تا 3:
"سوگند به آسمان و كوبنده ي شب! و تو نمي داني كوبنده ي شب چيست. همان ستاره ي ثاقب است!"
در عربي "ثقب" به معناي چاله و "ثاقب" به معناي چيزي است كه چاله را ايجاد مي كند.
نسبيت عام پيش بيني مي كند كه سياه چاله ها از ستاره هاي نوتروني بوجود مي آيند. ستاره هاي نوتروني اكثرا قابل رويت نيستند و تنها با امواج راديويي (پالس ها) رصد مي شوند.امواج دريافتي از اين ستاره ها طوري به نظر مي رسد كه كسي به جايي مي كوبد! (ستاره ي كوبنده).
باور نداريد؟ گوش كنيد!
قرآن در آسمان ستاره اي كوبنده را معرفي مي كند كه ثاقب است. (چاله ايجاد مي كند).
كلام واضح قرآن در اين مورد جايي براي شك نمي گذارد!
بيگ بنگ – بيگ كرانچ و انبساط دنيا:
سوره ي 55 (الرحمن): آيه ي 37:
"آسمان ها روزي دوباره شكاف برمي دارند و مانند گل سرخي باز مي شوند!"
سوره ي 51 (الذاريات): آيه ي 47:
"و ما آسمان ها را با قدرت خود بنا كرديم و همواره آن را وسعت مي بخشيم!"
سوره ي 21 (الانبيا): آيه ي 104:
"در آن روز كه آسمان را چون طوماري در هم مي پيچيم هماگونه كه آفرينش را آغاز كرديم آنرا باز مي گردانيم. اين وعده اي است كه بر ماست و قطعا آنرا انجام مي دهيم!
با بيان تئوري بيگ بنگ دانشمندان همواره در صدد گسترش آن بوده اند.مدتي بعد به كمك تحقيقات عده اي از دانشمندان مشخص شد كه علاوه بر بيگ بنگ پديده اي به نام بيگ كرانچ هم بايد وجود داشته باشد. و همانطور كه دنيا باز شده روزي به همان نقطه ي آغاز جمع مي شود. (انا لله و انا اليه راجعون).قرآن اين موضوع را در ابتدا به باز شدن يك غنچه ي گل رز تشبيه مي كند و بيان مي دارد كه با قدرت بي انتهاي خويش در حال گسترش (انبساط) دنيا است!و روزي همانطور كه اين دنيا را باز كرد دوباره مانند طوماري آنرا در هم خواهد پيچيد. (بيگ كرانچ).و اين سخن حقيقت است!

[ 87/11/15 ] [ 3:16 بعد از ظهر ] [ ترابی ] [ ]
   از ترانزيستور چه ميدانيد؟
 
در اواسط قرن نوزدهم با فراگير شدن راديو و تلويزيون ضرورت بهبود بخشيدن به كيفيت لامپهاي ديودي وتريودي احساس گرديد . تا اينكه در 23 دسامبر 1947 ترانزيستور توسط سه فيزيكدان به نامهاي شاكلي؛باردين وبرتين به صنعت الكترونيك معرفي گرديد.

اولين ترانزيستور دنيا از يك نارساناي مثلثي تشكيل شده كه توسط دوسوزن طلا به نيمه رساناي ژرمانيم متصل ميشود .اين ترانزيستور برعكس لامپهاي ديودي براي به گرما احتياج نداشت وسريعا به كار مي افتاد و همچنين بسيار سبكتر و ارزانتر از لامپهاي ديودي بود .

بدين ترتيب شاكلي و همكاران وي به كمك فيزيك نيمه رسانا انقلابي را در عرصه الكترونيك پديد اوردند وبه پاس اين اختراع مهم اين محققان مفتخر به دريافت جايزه نوبل گرديدند.

ترانزيستور به سرعت روند تكاملي خود را طي مينمود به طوريكه در سال 1948 ترانزيستور صفحه اي ساخته شد.

امروزه ترانزيستورها عموما pnp,npn هستند كه بعنوان كليد قطع و وصل جريان ويا بعنوان تقويت كننده در مدارات الكترونيكي استفاده مي شوند.

در سالهاي 1950 و 1970 به دليل استفاده از ترانزيستور حجم وسايل ا لكترونيكي بسار كوچك شد به همين دليل به واژه ميكروالكترونيك متدول گرديد.

ميكروالكترونيك نيز بسرعت رشد مي كرد .بطوريكه امروزه با استفاده از فن سا ختمان اكسيد فلز مي توان تعداد زيادي از ترانز يستورها را بر روي يك نيمه رسانا جا داد.

امروزه از اكسيدهاي نيمه رسانا مانند اكسيد روي در ترانزيستورهاي با سرعت انتقال بالا استفاده مي گرد ( ترانزيستورهاي فايل افكت -FET) جديدا محققان ژاپني هيدو هوسونو و كولت كاگوش از يك صفحه نيمه رساناي كريستال مجرد درترانزستورهاي فايل افكت استفاده كردند كه سرعت انتقال ان 80 سانتيمتر مربع ولت بر ثانيه است كه دها بار سريعتر از ترانزيستورهاي قبلي مي باشد(ساختمان مولكولي ان در شكل زير ديده مي شود)

اگرچه اين ترانزيستور فعلا بسيار گران است ولي اين تحقيقات نشان داد كه امكان رسيدن به سرعتهاي بالا وجود دارد.

[ 87/11/15 ] [ 3:3 بعد از ظهر ] [ ترابی ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
برچسب‌ها وب